تبلیغات
صراطُ الأقوَم - شادمانی عقل در غدیر

صراطُ الأقوَم

...هرچه دارم همه از عترت و قرآن دارم

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض»“همانا من در میان شما پس از خود، دو بار سنگین را به امانت می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که در حوض کوثر بر من وارد شوند”./مستدرک الوسائل ج11ص372 صراطُ الأقوَم .

اهل سنت حتماً ابوبکر را فردی عاقل می دانند، عمر، عایشه و عبدالله بن عمر را نیز حتماً جزو عقلا می دانند. آیا می دانند که ابوبکر بعد از خود عمر را به عنوان خلیفه معرفی کرد؟ آیا می دانند که عمر شورای شش نفره برای تعیین خلیفه انتخاب کرد؟ البته اگر مسلمانان و صحابه پیامبر(صلی الله علیه و آله) عثمان را نمی کشتند او نیز حتما برای بعد از خود جانشینی انتخاب می کرد چنانچه معاویه یزید را انتخاب کرد و صلح نامه خود را با این کار نقض کرد.

در منابع اهل سنت آمده است که وقتی ابوبکر در حال احتضار بود به کاتب گفت بنویس: این عهدی است که ابوبکر در آخرین لحظات عمر خود می کند-سپس از هوش رفت و کاتب نوشت: عمر بن خطاب- وقتی ابوبکر به هوش آمد گفت: آنچه را نوشته ای بخوان. او هم خواند و اسم عمر را ذکر کرد. سپس ابوبکر او را تأیید کرد و در ادامه این عهد نامه مطالبی در شایستگی های عمر اضافه کرد.(1)

همچنین آمده است که عمر نیز در لحظات آخر عمرش به او پیشنهاد شد که پسرش عبدالله را به عنوان خلیفه معرفی کند اما عمر نپذیرفت و گفت: وای بر تو! آیا فردی را انتخاب کنم که هنوز بلد نیست که چگونه همسرش را طلاق دهد! سپس گفت: من شش نفر را انتخاب می کنم تا از بین خودشان یک نفر را به عنوان خلیفه انتخاب کنند و هر که مخالفت کرد گردنش را بزنید و برای این منظور دستور داد پنجاه نفر از انصار مسلح و با شمشیر کشیده بیرون منتطر بمانند و صهیب تا سه روز نماز را با مردم بخواند و چنانچه اختلافی میان آنان شد و نتوانستند یک نفر را انتخاب کنند گردنشان را بزنند، سپس اشاره به حضرت علی علیه السلام کرد و به اطرافیانش گفت: اگر او را انتخاب کنند آنها را به راه راست هدایت می کند. فرزندش از او پرسید: پس چرا او را خودت انتخاب نمی کنی؟ گفت: کراهت دارم که او را تحمل کنم چه زنده باشم یا مرده!(2)


در نقل های معتبر اهل سنت آمده است که عمر به پسرش گفت: به نزد عایشه برو و از او اجازه بگیر که در خانه اش با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ابوبکر دفن شوم. پسرش عبدالله نزد عایشه رفت و سخن پدرش را به او گفت. عایشه گفت: بله اشکالی ندارد باعث افتخار است اما به عمر بگو: امت محمد(صلی الله علیه و آله) را بدون سرپرست رها نکن و فردی را به عنوان خلیفه انتخاب کن و آنها را بعد از خود سرگردان قرار نده؛ همانا من از فتنه و اختلاف در آنها بیمناکم.(3)

معاویه نیز وقتی می خواست یزید را جانشین خود قرار دهد گفت: من می ترسم که امت محمد(صلی الله علیه و آله) را رها کنم مانند گوسفندانی که چوپان ندارند.(4)

از این شواهد به خوبی می توان درک کرد که امر خلافت و جانشینی مسأله ای مهم و عقلانی تلقی می شده است و برای جلوگیری از هر گونه اختلاف در بین امت به عنوان راهکاری پسندیده به نظر می رسید.
حال سئوال اساسی ما از اهل سنت این است که آیا می توان تصور کرد که پیامبر اکرم پس از بیست و سه سال که برای ابلاغ دین الهی به مردم متحمل سخت ترین فشارها و ناملایمات شد- از آزارها و اذیت های مشرکین و حصر اقتصادی آنان در مکه گرفته تا جنگ های پی در پی در مدینه- مردم را به حال خود رها کند و تمام تلاش های او در جهت گسترش این دین خاتم و جهانی از بین برود.

چگونه ابوبکر و عمر و عایشه و دیگران متوجه این نکته مهم هستند که اگر خلیفه ای انتخاب نشود موجب فتنه و اختلاف می شود اما رسول خدا که عاقل ترین عقلاست و متصل به عالم وحی است از این حقیقت غافل باشد.
علاوه بر آن یک سئوال مهم نیز در ذهن یاران پیامبر و دیگران وجود داشت که بعد از خود پیامبر چه کسی جانشین او خواهد بود.در ابتدای نبوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) عده ای از قبیله بنی عامر نزد ایشان رفتند و یکی از آنان به رسول خدا گفت: اگر ما شما را یاری کنیم و خدا شما را بر مخالفان پیروز کند آیا جانشینی و خلافت بعد از شما برای ما خواهد بود؟ پیامبر فرمودند: این امر به دست خداست که هر جا بخواهد قرار می دهد.(5)


چگونه ممکن است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر همه مردم را جمع کند و بگوید که حضرت علی(علیه السلام) را دوست داشته باشید در حالی که در ابتدای سخنان خود می فرمایند: نزدیک است که ملک الموت مرا بخواند و من اجابت کنم.(6) این جمله یعنی اینکه روزهای پایانی عمر من است. آیا این جمله و جملات فراوان دیگر که در این خطبه آمده است دلیل و قرینه واضحی نیست که بخواهند جانشین خود را به مردم معرفی کنند تا آنان دچار سر در گمی نشوند و زحماتی که در طول این بیست و سه سال و بلکه زحمات انبیای گذشته برای تحقق دین الهی هدر نرود.
اصلاً فرض کنید که هیچ آیه و حدیثی در بحث امامت و خلافت نباشد آیا عقل نمی تواند درک کند که برای جلوگیری از اختلاف و تفرقه، تعیین وصی و خلیفه لازم است؟

آیا عقل نمی تواند حکم کند که برای حفظ دین از انحرافات و فرقه فرقه شدن امت اسلامی، تعیین امام لازم است؟
آیا عقل نمی تواند به این نکته دست پیدا کند که هر رئیسی که مسئولیتی را به عهده گرفته است باید برای بعد از خود فردی را انتخاب کند یا اینکه ساز و کاری ارائه دهد که طبق آن فردی را به عنوان رئیس انتخاب کنند حال چه برسد به اینکه این مسئول، رهبر جامعه اسلامی باشد؟
چگونه می توان در مورد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که طبق آیه قرآن دلسوزترین افراد به مؤمنین است تصور کرد که فردی را به عنوان جانشین انتخاب نکنند و امت و مؤمنین را به حال خود رها کنند.
اگر اینگونه بود جای این سئوال و ناراحتی تا  قیامت برای عقل بود که چرا خدا و رسولش به فکر مردم و هدایت آنان نبودند؟!
حال فکر می کنم که مفهوم عنوان مقاله را به خوبی درک کرده اید که در روز غدیر علاوه بر خشنودی خدا و رسول و مؤمنان، عقل نیز شادمان و خوشحال گشت.

(1) الطبقات الکبری: ج 3، ص 200 ؛ الثقات: ج 2، ص 192 و تاریخ طبری: ج 2، ص 618
(2) الکامل فی التاریخ: ج 3، ص 66؛ الطبقات الکبری: ج 3، ص 341 و فتح الباری: ج 7، ص 54-55
(3)الامامه و السیاسه: ج 1، ص 28 و اعلام النساء: ج 2، ص 876
(4) تاریخ طبری: ج 4، ص 226 و الامامه و السیاسه: ج 1، ص 159
(5) الإصابه: ج 1، ص 52؛ تاریخ طبری: ج 2، ص 84 و البدایه و النهایه: ج 3، ص 171
(6) صحیح مسلم: ج 7، ص 122؛ المستدرک: ج 3، ص 533 و مسند احمد: ج 4،ص 367





طبقه بندی: پیامبرشناسی، امام شناسی، امام علی (علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ جمعه 1391/08/19 ] [ 08:20 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه