تبلیغات
صراطُ الأقوَم - اهل سنت و توسل!

صراطُ الأقوَم

...هرچه دارم همه از عترت و قرآن دارم

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض»“همانا من در میان شما پس از خود، دو بار سنگین را به امانت می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که در حوض کوثر بر من وارد شوند”./مستدرک الوسائل ج11ص372 صراطُ الأقوَم .


اهل سنت وجماعت توسل به میت را مانند توسل به زنده جایزدانسته اند چون فرقی بین آن دو نیست چراكه توسل یا به مقام نبوت است یا به پرهیزگاری متوفی در این صورت فرقی بین اینكه زنده باشد یامرده نیست.

چون صفت نبوت و پرهیزگاری بعد از مرگ باقی اند و دراین مورد از طرف پیامبر(صلی الله علیه و آله) و صحابه نهی و منعی نشده است و به آنچه كه طبرانی از عثمان بن حنیف روایت كرده و آن راصحیح دانسته استدلال كرده اند عثمان بن حنیف می فرمایند:

مردی برای انجام كاری به نزد عثمان آمد و شد میكرد عثمان به او توجه نمیكرد و به كارش رسیدگی نمی نمود آن مرد به عثمان بن حنیف رسید و به او شكایت كرد عثمان بن حنیف به او گفت: برو وضو بگیر و به مسجد برو و دو ركعت نماز بخوان و بگو:

خداوندا نیازم را از تو می خواهم و با توسل به پیامبرمان محمد(صلی الله علیه و آله)پیامبر رحمت به درگاه تو رو می آورم ای محمد(صلی الله علیه و آله)بواسطة تو رو به پروردگارم می آورم كه نیازم را بر آورده كند نیازت رابگو و برگرد پیش من تا با هم برویم.

مرد رفت و آنچه را كه عثمان بن حنیف گفته بود انجام داد سپس به در خانه عثمان رفت همین كه دربان آمد دستش را گرفت و پیش عثمان برد و او را كنار خود نشاند عثمان گفت: چه حاجتی داری مرد نیاز خود راباز گفت و عثمان آن رابرآورده كرد سپس به اوگفت:


تا این لحظه حاجتت را به یاد نداشتم هر موقع نیازی داشتی نزد ما بیا . مرد از خانه عثمان بیرون رفت در راه به عثمان حنیف رسید و به اوگفت خدا پاداش خیرت دهد نه به كارم و نه به خودم توجهی نمی كرد تا اینكه درباره من با او صحبت كردی عثمان بن حنیف گفت:

به خدا قسم من با او صحبت نكردم بلكه من دیده بودم كه مردی نابینا نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله)آمد و از فقدان بینائی اش شكایت كرد پیامبر(صلی الله علیه و آله)به او فرمود:

آیا می توانی صبركنی؟ مرد گفت: ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عصاكش و راهنمائی ندارم و دچارمشقت شده ام . پیامبر(صلی الله علیه و آله)فرمودند:

برو وضو بگیر و دو ركعت نماز بخوان و سپس این دعا را بخوان .عثمان بن حنیف د به خدا قسم هنوز نرفته بودیم ومشغول صحبت بودیم كه مرد بر ما وارد شدگوئی كه هرگز نابینا نبوده است این حدیث دلیل بر جایز بودن توسل به میت و مخاطب ساختن پیامبر(صلی الله علیه و آله)است درحالی كه رحلت فرموده به جهت اینكه گفت: {یارسول الله} رواه الطبرانی و قال بعد ذكره و الحدیث صحیح كذا فی الترغیب ج 1 ص 440 و قال ابن تیمیه قال الطبرانی روی هذا الحدیث شعبة قال ابو عبد الله المقدسی و الحدیث صحیح التوسل و الوسیله ص 101 

در زمان خلافت عمره وتوسل به قبر رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)

حافظ ابوبكر بیهقی از چند نفر تابه مالك الدار می رسد روایت كرده است در زمان خلافت عمر بن خطاب خشكسالی و قحطی در مدینه پیش آمد یكی از اصحاب كه گویا بلال بن حارث مزنی بود به نزد قبر پیغمبر آمد و گفت: یارسول الله از خداوند تقاضا كن كه بارانی برای امتت بفرستد كه خیلی در مضیقه هستند شب حضرت رسول(صلی الله علیه و آله)را در خواب دید و به او گفت پیش عمر برو وسلامش برسان و به او بگو كه خداوند برایشان باران می فرستد آن شخص نزد عمر آمدو خوابی را كه دیده بود برایش بازگو نمود عمر گفت:

خداوندا تو شاهد هستی از هیچ چیز تقصیری نكردم مگر از آنچه از او عاجز مانده باشم 

ابن كثیر بدایه .جلد 1 ص 91

و قال الحافظ أبو بكر البیهقی: أخبرنا أبو نصر بن قتادة وأبو بكر الفارسی قالا: حدثنا أبو عمرو بن مطر حدثنا إبراهیم بن علی الذهلی، حدثنا یحیى بن یحیى، حدثنا أبو معاویة، عن الأعمش، عن أبی صالح عن مالك الدار قال: أصاب الناس قحط فی زمن عمر بن الخطاب فجاء رجل إلى قبر النبی صلى الله علیه وسلم فقال: یا رسول الله استسق الله لأمتك فإنهم قد هلكوا، فأتاه رسول الله صلى الله علیه وسلم فی المنام فقال: " ائت عمر فأقرئه منی السلام وأخبرهم أنهم مسقون وقل له: علیك بالكیس الكیس "، فأتى الرجل فأخبر عمر فقال:" یا رب ما ءالو إلا ما عجزت عنه ". هذا إسناد صحیح ".انتهى كلام ابن كثیر. وهذا إقرار منه بصحة هذا الحدیث من الحافظ ابن كثیر.

از اینجا استدلال به عمل اصحاب رسول الله است و تائید عمر .

عمر نگفت شما كار نامشروعی انجام داده اید و هیچ یك از ائمه كه این حدیث را آورده اند و یا كسانی بعد از آنها آمدند نگفته اند كه این كفر و گمراهی است و هیچ یك از آنها در متن حدیث طعنه نزده اند ابن حجر عسقلانی هم این حدیث را آورده است:

 وَلَوْ أَنْهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا 

یرشد تعالى العصاة والمذنبین إذا وقع منهم الخطأ والعصیان أن یأتوا إلى الرسول صلى الله علیه وسلم فیستغفروا الله عنده، ویسألوه أن یستغفر لهم، فإنهم إذا فعلوا ذلك تاب الله علیهم ورحمهم وغفر لهم، ولهذا قال: لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا 

و قد ذكر جماعة منهم: الشیخ أبو نصر بن الصباغ فی كتابه "الشامل" الحكایة المشهورة عن العُتْبی، قال: كنت جالسا عند قبر النبی صلى الله علیه وسلم

فجاء أعرابی فقال: السلام علیك یا رسول الله، سمعت الله یقول: وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا / وقد جئتك مستغفرا لذنبی مستشفعا بك إلى ربی ثم أنشأ یقول:

یا خیرَ من دُفنَت بالقاع أعظُمُه ... فطاب منْ طیبهنّ القاعُ والأكَمُ ...

نَفْسی الفداءُ لقبرٍ أنت ساكنُه ... فیه العفافُ وفیه الجودُ والكرمُ ...

ثم انصرف الأعرابی فغلبتنی عینی، فرأیت النبی صلى الله علیه وسلم فی النوم فقال: یا عُتْبى، الحقْ الأعرابیّ فبشره أن الله قد غفر له

ابن کثیر به نقل از ابومنصور می گوید:

عتبی می گوید: خدمت روضه پیامبر(صلی الله علیه و آله) نشسته بودم عربی آمد و گفت:

السلام علیک یا رسول الله شنیده ام که خداوند بزرگ می فرمایند:

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا

اگر آنانی که با ارتکا عصیان برخود ظلم کردند به خدمت تو می آمدند واز خدا آمرزش می طلبیدند که گناهشان را ببخشاید و پیامبر نیز برای ایشان دعا می کرد خداوند را توبه پذیر و مهربان می یافتند. سپس مرد عرب گفت:

ای پیامبر من به خدمت تو آمده ام  و از خدا می طلبم که از گناهم بگذرد و تو را نرد خدای بزرگ شفیع قرار می دهم. انگاه این اشعار را سرود:

یاخیرَ من دُفنَت بالقاع أعظُمُه ... فطاب منْ طیبهنّ القاعُ والأكَمُ ...

نَفْسی الفداءُ لقبرٍ أنت ساكنُه ... فیه العفافُ وفیه الجودُ والكرمُ .... 

عتبی می گوید:

سپس مرد عرب رفت و من به خواب رفتم.پیامبر را در خواب دیدم که فرمود:

ای عتبی مژده بده آن مرد عرب را که خدای بزرگ او را بخشید 

تفسیر ابن كثیر جزء 2 ص347

ایه 64 سوره النساء در تفاسیر معتبر اهل سنت آمده آیا ممكن است این بزرگواران دین شرك رابرای امت رسول الله ترویج داده باشند؟

آنها می گویند توسل به زنده جایز است ولی به میت جایز نیست و شرك است با توجه به این دلایلی كه ذكر شد جواب این است كه اگر توسل كننده اثر و تاثیری مستقل برای كسی كه به او توسل شده قائل باشد این عقیده شرك است چه نسبت به زنده باشد چه مرده فرقی ندارد چون هیچ یك ازموجودات استقلال ذاتی ندارند.

كسانی كه می گویند توسل به مرده جایز نیست چون عمر به زنده توسل كرد جواب این است كه عمر نگفت امروز با توسل به عباس بن عبد المطلب از خداوند طلب باران می كنیم بلكه گفت با توسل به عباس عموی پیامبرت طلب باران می كنیم پس این شآن و منزلت عباس به خاطر این است كه عموی پیامبر راحل است و این اعتراف به جاه و مقام رسول خدا(صلی الله علیه و آله)است كه همیشه بعد از فوتش باقی است بطوری كه عمویش نیز از آن برخوردار شده وگرنه ابوبكر و عثمان و علی همراه كسانی بودند كه جهت طلب باران آمده بودند ودرحالی كه آنان قطعا برتر از عباس هستند به آنها توسل نكرد و به دعای خود نیز اكتفاء نكرد بلكه به كسی توسل كرد كه حرمت و عزتی از پیامبر به همراه دارد. 





طبقه بندی: پیامبرشناسی، امام شناسی، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ چهارشنبه 1392/10/25 ] [ 01:31 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه