تبلیغات
صراطُ الأقوَم - بگریید و بگریانید

صراطُ الأقوَم

...هرچه دارم همه از عترت و قرآن دارم

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض»“همانا من در میان شما پس از خود، دو بار سنگین را به امانت می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که در حوض کوثر بر من وارد شوند”./مستدرک الوسائل ج11ص372 صراطُ الأقوَم .

گریه براى مصایب امام حسین(علیه السّلام) نوعى پیوند با راه و روش و هدف آن حضرت است كه باعث آمادگى براى مبارزه و جهاد در راه خدا مى‏شود و نیروى ایمان و عقیده را از هر جهت بسیج مى‏كند و ناامیدى و زبونى را از انسان دور مى‏نماید. از آن‏جا كه شهادت سالار شهیدان و ی اران با وفایش از منظر عمومى، آثار ویرانگرى براى حكومت بنى‏امیه و سال‏ها بعد براى بنى عباس داشت و مشروعیّت حاكمان این دو سلسله را زیر سؤال برده بود.
براى این كه این تراژدى غم‏بار به دست فراموشى سپرده نشود، امامان(علیهم السّلام) با گریه بر شهیدان نینوا و زنده نگه داش تن یاد و خاطره جانبازى‏هاى آنان اهداف شهیدان كربلا را دنبال مى‏كردند. عظمت حادثه كربلا به قدرى دلخراش بود كه شاهدان آن مصیبت تا زنده بودند آن را فراموش نكردند. 
امام سجّاد(علیه السّلام) در مناسبت‏هاى گوناگون بر عزیزانش گریه مى‏كرد. 

اشك‏هاى آن حضرت(علیه السّلام) عواطف را بر مى‏انگیخت و در اذهان مخاطبان مظلومیّت شهداى كربلا را ترسیم مى‏نمود. امام سجّاد (علیه السّلام) بنیانگذار فرهنگ گریه در میان مؤمنان بود و طى 35 سال امامتش به این روش ادامه داد (1) تا جایى كه یكى از «بكّائین پنج گانه تاریخ»(2) نامیده شد. وقتى راز آن همه گریه را از آن حضرت مى‏پرسیدند، حضرت مصایب جانگداز كربلا را بازگو مى‏كرد و مى‏فرمود: مرا ملامت نكنید. بدرستى یعقوب(علیه السّلام) پس از آن كه یك فرزند خود را از دست داد، آن قدر گریست تا از غصّه چشم‏هایش سفید شد. در حالى كه یقین به مرگ فرزندش نداشت. 
ولى من به چشم خود در نصف روز دیدم كه چهارده نفر از اهل بیت مرا سربریدند.(3) 
او نه تنها خود در سوگ شهداى كربلا مى‏گریست، بلكه شیعیان و مؤمنان را نیز ترغیب به گریستن بر آن شهدا مى‏كرد و مى‏فرمود: «هر مؤمنى كه بر شهادت حسین(علیه السّلام) بگرید به طورى كه اشك بر گونه‏هایش جارى شود، خداوند براى او غرفه هایى در بهشت آماده مى‏سازد كه تا ابد در آ ن اقامت خواهد گزید».(4) 
امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: «على بن الحسین(علیهما السّلام) به یاد عاشورا بیست سال گریست و هرگز طعامى نمى‏خورد مگر این كه گریه مى‏كرد».(5) 
همچنین امام رضا(علیه السّلام) فرمودند: «فعلى مثل الحسین فلیبك الباكون فانّ البكاء علیه یحطّ الذّنوب العظام؛(6) گریه كنندگان باید بر كسى همچون حسین(علیه السّلام) گریه كنند، زیرا گریستن بر او گناهان بزرگ را فرو مى‏ریزد». 
باز امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «كلّ الجزع و البكاء مكروهٌ سوى الجزع و البكاء على الحسین؛(7) هر ناله و گریه‏اى مكروه است، مگر ناله و گریه بر حسین(علیه السّلام)». 
این اشك‏ها و گریه‏ها در عزاى مظلوم كربلا، فریاد مداوم علیه ستمگران و ابلاغ پیام خون مطهر شهدا بود. اگر گریه‏هاى ائمه(علیهم السّلام) نبود، حادثه عاشورا از خاطره‏ها محو مى‏شد و شعاع این مشعل فروزان فروكش مى‏كرد. بیان گریه نظام هستى 
مسأله گریه نظام هستى به ویژه گریه آسمان بر شهادت حضرت اباعبداللّه(علیه السّلام) در روایات منقول از ائمه هدى(علیهم السّلام) منعكس شده است.راز این گریه اظهار عظمت مصیبت است به نحوى كه در جزء جزء عالم هستى داراى تأثیر بوده است. 
پس از بازگشت اهل بیت عصمت و طهارت از كربلا و ورود به مدینه امام سجاد(علیه السّلام) ضمن خطبه‏اى چنین فرمودند: «اى مردم! پس از این مصیبت عظمى كدام یك از مردانتان تواند شاد بود یا كدامین چشم مى‏تواند اشكش را حبس كند؟ همانا آسمان‏هاى هفت گانه بر قتل او گریستند و دریاه ا با امواجشان و آسمان‏ها با اركانشان و زمین با پهنه وسیعش و درختان با شاخه‏هایشان و ماهیان اعماق دریا و ملائكه و اهل آسمان بر شهادت او گریستند».(8) 
امام صادق(علیه السّلام) در روایتى به صحابى بزرگوارش زراره فرمودند: «اى زراره! آسمان چهل روز بر حسین(علیه السّلام) گریست و زمین چهل روز با سیاهى و خورشید چهل روز با سرخى و كسوف و كوه‏ها از هم پاشیدند و دریاها متلاطم شدند و ملائكه چهل روز بر حسین(علیه السّلام) گریستند».(9) 
هم چنین امام رضا(علیه السّلام) در روایتى به گریه آسمان‏هاى هفت گانه و زمین اشاره نموده‏اند.(10) 
از روایاتى كه گذشت مى‏توان چنین استنباط كرد كه اصل مسأله گریه هستى بر شهادت امام حسین(علیه السّلام) امرى است قطعى كه خود سند متقنى است براى زنده نگه داشتن این قیام. ترغیب شاعران به سرودن شعر و مرثیه‏ 
برپایى مجالس نوحه خوانى و خواندن شعر و مرثیه از عباداتى است كه داراى ثواب و پاداش فراوانى در نزد پروردگار است. 
امام صادق(علیه السّلام) مى‏فرماید: «الحمد لله الّذى جعل فى النّاس من یفد الینا و یمدحنا و یرثى لنا؛(11) حمد و ستایش خداوندى را كه در میان مردم كسانى را قرار داد كه به سوى ما مى‏آیند و ما را مدح مى‏كنند و براى ما مرثیه مى‏خوانند». 
این نشان دهنده جایگاه «مرثیه» و «مدح» در فرهنگ شیعه و در راستاى احیاى فرهنگ اهل بیت(علیهم السّلام) است. 
بیان مصایب و مراثى سرور شهیدان امام حسین (علیه السّلام) به اندازه‏اى مهم و ضرورى است كه پیشوایان معصوم(علیهم السّلام) همواره بدان سفارش كرده و خواستار زنده نگه داشتن نام و یاد آن امام(علیه السّلام) به این شیوه شده‏اند. آنان خود نیز بدین امر پاى‏بند بوده و در بزرگداشت این واقعه جانسوز ق لبى سوزان و زبانى نوحه‏گر داشته‏اند. 
استاد شهید آیت اللّه مرتضى مطهرى (ره) در این زمینه مى‏نویسد: «ائمه دین خواستند قیام امام حسین(علیه السّلام) به صورت یك مكتب و به صورت یك مشعل فروزان همیشه باقى بماند. این یك چراغى است از حق، از حقیقت دوستى و از حقیقت خواهى. این یك ندایى است از حق‏طلبى، از حرّیت و آزادى، این مكتب آزادى و این مكتب مبارزه با ظلم را خواستند براى همیشه باقى بماند. در زمان خود ائمه اطهار(علیهم السّلام) كه این دستور صادر شد، سبب شد كه جریان زنده و فعّال و انقلابى به وجود آید. نام امام حسین(علیه السّلام) شعار انقلاب علیه ظلم گشت، یك عدّه شاعر انقلابى به وجود آ مدند مانند: كمیت اسدى، دعبل خزایى، سیّد حمیرى و...كمیت اسدى مى‏دانید كیست؟ همان كسى كه با اشعارش از یك سپاه بیشتر براى بنى امیّه ضرر داشت».(12) 
مشهور است كه چون اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السّلام) از شام به مدینه بازگشتند، در حوالى مدینه براى مدتى كوتاه اقامت نمودند. اهالى مدینه با شور و شوق خاصى به استقبال آنان رفتند. در میان استقبال كنندگان فردى بود به نام «بشیر بن جذلم» كه چون امام سجاد(علیه السّلام) او را دید، ف رمود: اى بشیر! پدرت شاعر بود. آیا تو هم از شاعرى بهره‏دارى، وى جواب داد: آرى! خود نیز شاعر هستم. حضرت(علیه السّلام) فرمودند: ابیاتى بسراى و خبر ورود اهل بیت(علیهم السّلام) و مصیبت جانگداز كربلا را اعلام كن. بشیر مى‏گوید بر مركب خود سوار و با عجله وارد مدینه شدم و صدا به گریه ب لند كردم و این اشعار را خواندم: 
یا اهل یثرب لامقام لكم بها  *** قتل الحسین و ادمعى مدرار 
الجسم منه بكربلا مضرّج‏  *** و الرأس منه على القناة یدار 
یعنى: اى اهل یثرب (مدینه) دیگر در شهر نمانید چون حسین(علیه السّلام) كشته شد. پس اشك فراوان از گونه‏ها جارى كنید. بدنش در كربلا آغشته به خون شده و سر مطهرش را بر سر نیزه كردند. 
بعد از این مرثیه، شهر مدینه شكل ماتم به خود گرفت. همه اهل شهر از منازل بیرون آمدند و به گریه و زارى پرداختند و این ماتم‏سرایى تا چندین روز ادامه داشت. 
در عصر امامت ائمه(علیهم السّلام) شعرایى چون كمیت اسدى، سیّد حمیرى، دعبل خزایى و... به سفارش آن بزرگواران براى فداكاران كربلا به مرثیه گویى پرداختند. اشعار حماسى و عمیق این یاران اهل بیت(علیهم السّلام) بنى امیّه و بنى عباس را در هراس افكنده بود.(13) 
شاعر و مدّاح اهل بیت(علیهم السّلام) «دعبل خزایى» این گونه نقل كرده است: ایام محرم بود كه به زیارت امام هشتم على بن موسى الرضا(علیهما السّلام) رفتم. دیدم آن حضرت با حالت حزن و اندوه نشسته و اصحاب هم دور او جمع شده‏اند. چون مرا دید، فرمود: اى دعبل! دوست دارم شعرى بخوانى، زیرا این روزها غم و اندوهى است كه بر خاندان ما رفته است و كسى كه بر مصیبت جدّم امام حسین(علیه السّلام) بگرید، خداوند گناهان او را مى‏آمرزد. سپس آن حضرت از جاى خویش برخاست و پرده‏اى را نصب كرد و اهل خانه را در پشت آن پرده قرار داد تا در مصایب جدّشان عزادارى كنند. در این حال رو به سوى من كرد و فرمود: براى جدّم حسین(علیه السّلام) مرثیه‏اى بخوان. دعبل مى‏گوید: اشعارى خواندم به طورى كه صداى گریه امام رضا(علیه السّلام) و اهل بیت او بلند شد.(14)
زید شجام مى‏گوید: «با جمعى از كوفیان نزد امام جعفر صادق(علیه السّلام) بودیم كه جعفر بن عفان وارد شد. امام صادق(علیه السّلام) او را نزدیك خود جاى داد. سپس فرمود: شنیده‏ام تو درباره عزادارى امام حسین(علیه السّلام) خوب شعر مى‏گویى، گفت: بلى! فرمود: بگو! پس جعفر شعرى درباره امام حسین(علیه السّلام) سرود به طورى كه امام صادق(علیه السّلام) و تمام اطرافیان گریستند. سپس امام (علیه السّلام) فرمود: اى جعفر! به خدا قسم دیدم ملائكه اشعار تو را درباره حسین(علیه السّلام) مى‏شنوند و آن‏ها هم گریه مى‏كنند. 
اى جعفر! خداوند همین الآن بهشت را بر تو واجب كرد و گناهانت را بخشید».(15) 
______________________________________________________________
1. امالى شیخ صدوق، ص 140. 
2. حضرت آدم(علیه السّلام)، حضرت نوح(علیه السّلام)، حضرت یعقوب(علیه السّلام)، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و امام سجاد(علیه السّلام). 
3.امالى شیخ صدوق، ص 140. 
4. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ص 83. 
5. بحارالانوار، مجلسى، ج 46، ص 108. 
6. همان، ج 44، ص 283. 
7. همان، ج 45، ص 313. 
8. عوالم العلوم و المعارف، عبداللّه بحرانى، ج امام حسین(علیه السّلام)، ص‏459. 
9. بحارالانوار، ج 45، ص 207 - 206. 
10. همان، ج 44، ص 286. 
11. وسایل الشیعه، حرّ عاملى، ج 10، ص 469. 
12. ده گفتار، شهید مطهرى، ص 252 - 251. 
13. مجله پاسدار اسلام، شماره 163، تیر 1374، ص 32. 
14. بحارالانوار، ج 45، ص 275. 
15. وسایل الشیعه، ج 4، ص 594.




طبقه بندی: امام حسین(علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ پنجشنبه 1392/09/7 ] [ 01:19 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه