تبلیغات
صراطُ الأقوَم - یکی از مظاهر دشمنی با دشمنان خدا (2)

صراطُ الأقوَم

...هرچه دارم همه از عترت و قرآن دارم

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض»“همانا من در میان شما پس از خود، دو بار سنگین را به امانت می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که در حوض کوثر بر من وارد شوند”./مستدرک الوسائل ج11ص372 صراطُ الأقوَم .

3ـ لعن عده ای چه تحت لوای اسلام و چه غیر از آن

● حلال کننده آنچه خدا حرام کرده در مورد عترت و تارک سنت

ابن حبان در صحیحش از رسول خدا نقل کرده که فرمودند: شش گروهند که لعنتشان می کنم و خدا انها را لعنت می کند و نیز تمام انبیاء مستجاب الدعوه ...( تا آنجا که می فرماید) حلال کننده آنچه خدا حرام کرده در مورد عترتم و تارک سنتم.(26)

● لعن مردان شبیه به زن و زنان شبیه به مرد

از ابن عباس نقل شده که: پیامبر  مردان شبیه به زن و زنان شبیه به مرد را لعنت کرد و گفت آنها را از خانه تان بیرون کنید!...(27)

و در نقلی دیگر  که در صحیح بخاری آمده است، ابن عباس می گوید: رسول خدا مردانی که خود را به زن شبیه می کردند و زنانی که خود را به مرد شبیه می نمودند؛ لعن کرد. (28)

●  لعن رباخوار!

رسول خدا: خدا، رباخوار و موکل او و نویسندگان اش و شاهدینش را لعنت کند!(29)

● لعن عامل به عمل قوم لوط

رسول خدا فرمودند: خدا لعنت کند کسی که عمل قوم لوط را انجام دهد!(30)

● لعن خریدار، فروشنده، خورنده و .. شراب


حاکم در مستدرک اش از ابن عباس نقل کرده که گفت: شنیدم رسول خدا می فرمودند: جبرییل به نزد من آمد و گفت: ای محمد! همانا خدا شراب ، فشرنده انگور(برای شراب)، دفع کننده آن، خورنده اش، حامل آن و کسی که به سمتش حمل می کنند، خریدار و فروشنده اش، ساقی و مسقی آن را لعن کرد.(31) وی اضافه نموده که حدیث، صحیح الاسناد است.

حافظ منذری در کتاب"الترغیب والترهیب"  این حدیث ابن عباس را آورده و گفته است:" احمد به اسناد صحیح و ابن حبان در صحیحش آن را آورده  و حاکم گفته: صحیح الاسناد است."(32)

● لعنت بر کسی که حیوانی را مثله کند!

بخاری به نقل از ابن عمر آورده است: رسول خدا کسی که حیوانی را مثله کند لعنت کرد! (33)

● لعنت بر متخلفین از لشکر اسامه!

پیامبر اکرم فرمودند: لشکر اسامه را تجهیز کنید! خدا لعنت کند کسی که از آن تخلف ورزد!(34)

● پیامبر اکرم: خدا لعنت کند کسی که برای غیر خدا ذبح کند! خدا لعنت کند کسی که والدینش را لعن کند! و کسی که بدعت گذاری را پناه دهد!(35)

 محل اختلاف دو فرقه در مسئله لعن

و اما در مسئله ی لعن محل اختلاف و نقطه ای که خط دو فرقه از هم جدا می شود، آنجاست که اصلی از اصول اعتقادی اهل سنت زیر سوال رفته و به آن خدشه وارد می شود و آن عدالت تمامی صحابه رسول خداست که به موجب آن علمای

اهل تسنن تمام اعمال صحابه اعم از آنچه صریحا با فرمان خدا و رسولش مخالفت دارد، به گونه ای توجیه می کنند که به این اصل لطمه و خدشه ای وارد نشود:

○ حافظ محدث یوسف بن عبدالبر در مقدمه الاستیعاب فی معرفة الاصحاب می گوید: ثبت عدالة جمیعهم. عدالت جمیعشان(صحابه) ثابت شده است.

○ ابن اثیر در مقدمه اسدالغابه پس از بیان اهمیت و لزوم شناخت راویان حدیث می گوید: در آنچه گفته شد صحابه (با دیگر راویان) شریک هستند مگر در جرح و تعدیل؛ زیرا همه صحابه عادل هستند و هیچ انتقادی بر آنان راه ندارد.

والصحابه یشارکون فی ذلک الا الجرح والتعدیل فانهم کلهم عدول لا یتطرق الیهم الجرح_(اسدالغابه فی معرفة الصحابه، عزالدین محمدبن الجرزی معروف به ابن اثیرـ ج1، صفحه3)

○  ابن حجر مکی: بدان آنچه که اهل سنت وجماعت بر آن اتفاق و اجماع دارند، این است که بر هر مسلمانی واجب است همه صحابه را از راه اثبات عدالت آنان تزکیه نموده و به نیکی یاد نماید: زیرا خداوند در آیات متعدد آنان را تعریف و توصیف نموده است.

إعلم أن الذی أجمع علیه أهل السنة والجماعة أنه یجب على کل مسلم تزکیة جمیع الصحابة بإثبات العدالة لهم، والکف عن الطعن فیهم ، مع الثناء علیهم فقد أثنى الله علیهم فی کتابه العزیز... والواجب أن یلتمس لهم أحسن التأویلات، وأصوب المخارج، إذ هم أهل لذلک(الصواعق المحرقه، ص194)

توجه داشتید که عدالت کل صحابه در میان اهل تسنن تقریبا امری قطعی به حساب می آید که به واسطه ی آن تمام اعمال صحابه اعم از معصیت، ظلم و تعدی، فعل قبیح ... توجیه می شود و لازم می آید که از تمام ادوار زندگی آنان به نیکی یاد شود، نیز از هرگونه نقد و انتقاد تحذیر داده می شود؛ حتی می بینیم در علم رجال و حدیث که هماره اهل تسنن، آن را نقطه ی قوتی در دایره  علوم خود به شمار می آورند، به سادگی و با تکیه بر حکم ثابت "عدالت جمیع صحابه" از هرگونه تامل ، نقد و انتقاد در مورد راوی که از صحابه است، چشم پوشی بلکه حذر می نمایند.  این در حالی است که قرآن کریم صریحا می گوید:

♦  (ای حبیب ما!) از اطرافیان تو عده ای منافق اند!  هم از اعراب هم از اهل شهر ....

و ممن حولکم من الاعراب منافقون و من اهل المدینه مردوا علی النفاق لاتعلمهم نحن نعلمهم(توبه،101)

♦  ( ای پیامبر!) از مردم، کسانی هستند که اظهار می کنند به خدا و آخرت ایمان آوردند در حالیکه مومن نیستند! با خدا و مومنان نیرنگ می کنند! ... وقتی با شیاطین شان خلوت می کنند، گویند: ما با شماییم! ...

و من الناس من یقول آمنا بالله والیوم الاخر و ما هم بمومنین یخادعون الله والذین آمنوا وما یخادعون الا انفسهم و ما یشعرون واذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزئون

♦  (ای محمد!) از آنها کسانی هستند که با خدا عهد کنند که اگر از فضلش به ما ارزانی کند بی شک زکات دهیم و از صالحین شویم، پس وقتی از فضلش به آنها بدهد بخل ورزیدند! با روگردانی بازگشتند! ... خداوند نتیجه ی خلف وعده شان با او، نفاق را در قلوبشان تا روز لقای او جای نهاد!

و منهم من عاهدالله لئن آتانا من فضله لنصَّدَّقنَّ و لنکوننَّ من الصّالحین فلمّا اتاهم من فضله بخلوا به و تولّوا وّ هم معرضون فاَعقَبهُم نفاقا فی قلوبهم الی یوم یلقونه بما اخلفوا الله ماوعدوهُ و بما کانوا یکذبون(توبه75ـ77)

♦  ( ای رسول!) آنها با زبانشان چیزی می گویند که در قلبشان نیست!

یقولون بالسنتهم ما لیس فی قلوبهم(فتح،11)

* نظریه عدالت کل صحابه منافی عقل سلیم است!

قبول نظریه "عدالت کل صحابه" مستلزم سرپیچی از حکم و فرمان عقل است؛ به هیچ روی نمی توان پذیرفت انسانی که در جاهلیت مرتکب زشت ترین اعمال شده و حتی با رسول خدا به جنگ برخاسته آنگاه به صرف گفتن شهادتین و مصاحبت هر چند اندک با رسول بی اما و اگر عادل شود! بی شک منکر هدایت و احیای روحی عده ای از صحابه که تحت تربیت پیامبر اکرم و متنعم از تعالیم شرع مقدس قرار گرفتند، نمی شویم. اما از سویی دادن حکم کلی برای تمام صحابه را با چنین سوابقی خلاف حکم عقل می دانیم. و می گوییم هر کس که از قوه ی تعقل در تشخیص حسن و قبح بهره مند است نمی تواند بپذیرد که یک عده به صرف هم عصر بودن با پیامبر و مصاحبت اگرچه کوتاه با وی ، عادل شوند به نحوی که هیچ فعلی این مقام را از ایشان ساقط نکند، حتی اگر مرتکب عملی باشد که مستحق لعن خدا و رسولش است !

* پذیرفتن نظریه عدالت کل صحابه مستلزم چشم پوشی از برخی آیات قرآن و روایات نبوی است!

 ثابت دانستن این نظریه مستلزم چشم پوشی، بی محلی و انکار آیاتی است که مرتکبین اعمالی که از برخی صحابه نیز سرزده ملعون شمرده و انکار روایات مبنی بر مذمت و حتی لعن برخی از صحابه است که بدان اشاره نمودیم.

* شیعه در مورد صحابه چه می گوید؟

شیعه آن دسته از صحابه و اعمالشان را که مورد ستایش خدا و رسولش قرار گرفتند، می ستاید و آن دسته را که مورد مذمت، قدح و لعن خدا و رسولش هستند را مذموم و ملعون می خواند. طبق منطق شیعه، همه ی افراد، مرد یا زن، عرب یا عجم، چه صحابه، چه تابعی و چه مردمانی که قرنهای بعد چشم به جهان می گشایند، از احکامی که خدای متعال در قرآن و شرع مقدس برای آنان نگاشته مستثنی نیستند و هر کس در مورد تکلیفی که به او محول شده مسئول است و باید پاسخگو باشد و آنکه از این فرامین سرپیچی نمود، بی شک خود را از رحمت خداوندی دور کرده و بعضا طبق نص صریح قرآن کریم و سنت نبوی مستحق لعن و طرد خدای متعال، پیامبر، مومنین، ملائکه و سایر مردم و لاعنین می شود. باری، به عقیده شیعه لعن مستحق کسانی است که قرآن آنها را از ملعونین شمرده است و خدا، رسول و معصومین ایشان را لعن نمودند، نه کس دیگری.... و به گواهی تاریخ برخی از صحابه دست به اعمالی زده اند که در قرآن عاملین آن را ملعونین خوانده، لذا لعن متوجه ایشان شده است و عقل سلیم و شرع مبین از توجیه بی دلیل اعمالی که لعن و طرد خدا و رسولش را متوجه خود کرده سرباز می زند و آن را نمی پذیرد!

پی نوشت:

1ـ عن سهل بن سعد قال : رأى رسول الله (ص) بنی فلان ینزون على منبره نزو القردة ، فساءه ذلک ، فما استجمع ضاحکا حتى مات قال : وأنزل الله عز وجل فی ذلک ( وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤیَا الَّتِی أَرَیْنَاکَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ ) " (تفسیر الطبری المجلد9 ج 15 ص 141 .)

2ـ عن سهل بن سعد (رض) : " إنما هذه الرؤیا هی أن رسول الله (ص) کان یرى بنی أمیة ینزون على منبره نزو القردة فأغتم لذلک ، وما استجمع ضاحکا من یومئذ حتى مات (ص) ، فنزلت الآیة مخبرة أن ذلک من تملکهم وصعودهم یجعلها الله فتنة للناس وامتحانا " (تفسیر القرطبی المجلد 5 ج10 ص 254)

3ـ عن یونس بن عبدالرحمن الاشل قال: سالته عن قول الله " و ما جعلنا الرویا التی اریناک الا فتنة للناس" الایه فقال إن رسول الله صلى الله علیه وآله نام فرأى إن بنی امیة یصعدون منبره یصدون الناس کلما صعد منهم رجل رأى رسول الله صلى الله علیه وآله الذلة والمسکنة فاستیقظ جزوعا من ذلک فکان الذین رآهم إثنى عشر رجلا من بنی أمیة فأتاه جبرئیل بهذه الآیة ثم قال جبرئیل إن بنی امیة لا یملکون شیئا إلا ملک أهل البیت ضعفیه . (عیاشی ج2 ص 298)

4ـ عن حریز عمن سمع عن ابی جعفر علیه السلام وما جعلنا الرؤیا التى أریناک إلا فتنة لهم لیعمهوا فیها والشجرة الملعونة فی القرآن یعنی بنی امیة. (عیاشی ج2 ص 298)

5ـ أبی یعلى عن سعد قال کنت جالسا فی المسجد ، أنا ورجلین معی فنلنا من علی ، فأقبل رسول الله (ص) غضبان یعرف فی وجهه الغضب ، فتعوذت بالله من غضبه ، فقال : " ما لکم وما لی ؟ من آذى علیا فقد آذانی(مسند أبی یعلى ج2 ص109) الهیثمی- مجمع الزوائد - أبواب مناقب علی بن أبی طالب ( ر ) - الجزء : ( 9 ) - رقم الصفحة ( 129 )

 6ـ عن عمرو بن شاس الأسلمی وکان من أصحاب الحدیبیة تبین بعض هؤلاء قال : خرجنا مع علی (رض) إلى الیمن فجفانی فی سفره ذلک حتى وجدت فی نفسی ، فلما قدمت أظهرت شکایته فی المسجد حتى بلغ ذلک رسول الله (ص) قال : فدخلت المسجد ذات غداة ورسول الله (ص) فی ناس من أصحابه فلما رآنی أبدنی عینیه قال : یقول حدد إلی النظر حتى إذا جلست قال : یا عمر والله لقد آذیتنی فقلت : أعوذ بالله أن أوذیک یا رسول الله قال : بلى من آذى علیا فقد آذانی "

هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه .( مستدرک الحاکم- کتاب معرفة الصحابة ( ر ) - ذکر إسلام أمیر المؤمنین علی ( ع)- حدیث رقم : ( 4619))

و نیز مسند أحمد: 3 / 483، دار صادر؛ الهیثمی- مجمع الزوائد - أبواب مناقب علی بن أبی طالب ( ر) - الجزء : ( 9 ) - رقم الصفحة : ( 129)

7ـ صحیح ابن حبان ج6 ص267.

8ـ ورواه الهیثمی فی ( مجمع الزوائد ) وقال بعدها : رواه أحمد والطبرانی باختصار والبزار أخصر منه ورجال أحمد ثقات(مجمع الزوائد ج9 ص129)

9ـ أخبرنا الحسن بن سفیان حدثنا أبو بکر حدثنا مالک بن إسماعیل حدثنا مسعود بن سعد حدثنا محمد بن إسحاق عن الفضل بن معقل عن عبد الله بن نیار الأسلمی عن عمرو بن شأس قال قال لی رسول الله(ص) قد آذیتنی قلت یا رسول الله ما أحب أن أؤذیک قال من آذى علیا فقد آذانی . (الحاکم فی المستدرک ج3 ص122)

10ـ صحیح مسلم ح4483، سنن ترمذی، ج2، ص319

11ـ مسند احمد بن حنبل، ج4، ص328؛ حلیة الاولیا، ج2، ص40

12ـ مسند احمد بن حنبل، ج4، ص5؛ مستدرک حاکم نیشابوری، ج3، ص159؛ سنن ترمذی، ج2، ص319.

13ـ ...عن عائشة أنه (ص) قال : " اللهم العن شیبة بن ربیعة وعتبة بن ربیعة وأمیة بن خلف کما أخرجونا من أرضنا إلى أرض الوباء " (صحیح البخاری ، کتاب الحج باب کراهیة النبی أن تعرى المدینة ، ج3 ص30)

14ـ ... عن ابن عمر قال رسول الله (ص) یوم أحد : " اللهم العن أبا سفیان ، اللهم العن الحارث بن هشام ، اللهم العن صفوان بن أمیة … " .

قال أبو عیسى – الترمذی - : " هذا حدیث حسن غریب " (سنن الترمذی ج5 ص 227) .

15ـ فقد روى مسلم عن خفاف بن إیماء : " رکع رسول الله (ص) ثم رفع رأسه ، فقال : غفار غفر الله لها ، وأسلم سالمها الله ، وعصیة عصت الله ورسوله ، اللهم العن بنی لحیان ، والعن رعلا وذکوان ، ثم وقع ساجدا " (صحیح مسلم ج1 ص470)

16ـ لکن اللعن لم یقتصر علیه بل شمل ابنه معاویة فقد روى الطبرانی عن نصر بن عاصم اللیثی عن أبیه قال : " دخلت مسجد المدینة فإذا الناس یقولون نعوذ بالله من غضب الله وغضب رسوله ، قلت : ماذا ؟ قالوا کان رسول الله (ص) یخطب على منبره فقام رجل فأخذ بید ابنه فأخرجه من المسجد فقال رسول الله (ص) لعن الله القائد والمقود ، ویل لهذه الأمة من فلان ذی الأستاه " (المعجم الکبیر للطبرانی ج17 ص176 ، وذکره فی الأحادیث المختارة ج8 ص180 )

17ـ رواه الطبرانی ورجاله ثقات " (مجمع الزوائد ج5 ص 242)

18ـ وروى أحمد فی مسنده عن ابن الزبیر وهو مستند إلى الکعبة وهو یقول : " ورب هذه الکعبة لقد لعن رسول الله (ص) فلانا وما ولد من صلبه ".قال محققو الطبعة : " إسناده ثقات رجال الشیخین … قال السندی : قوله فلانا أی الحکم ، قوله وما ولد عطف على فلان أی ولده فلان ، والمراد مروان والله تعالى أعلم " (مسند أحمد ج26 ص 51)

19ـ وأورده الهیثمی فی ( مجمع الزوائد ) قائلا : " رواه أحمد والبزار والطبرانی بنحوه وعنده روایة کراویة أحمد ورجال أحمد رجال الصحیح " (مجمع الزوائد ج 5 ص241) .

20 ـ وروى البزار فی مسنده عن عبدالله البهی مولى الزبیر قال : " کنت فی المسجد ومروان یخطب ، فقال عبدالرحمن بن أبی بکر : والله ما استخلف أحدا من أهله ، فقال مروان : أنت الذی نزلت فیک ( وَالَّذِی قَالَ لِوَالِدَیْهِ أُفٍّ لَّکُمَا ) ، فقال عبدالرحمن : کذبت ، ولکن رسول الله (ص) لعن أباک " (مسند البزار ج6 ص 241 .) ،

21ـ  " رواه البزار وإسناده حسن " (مجمع الزوائد ج5 ص 241)

22ـ  ...عن عبدالله بن الزبیر : " أن رسول الله (ص) لعن الحکم وولده " قال الحاکم : " هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه " (المستدرک على الصحیحین ج4 ص481).

23ـ فقد روى البزار فی مسنده عن سفینة (رض)أن النبی (ص) کان جالسا فمر رجل على بعیر وبین یدیه قاید وخلفه سائق ، فقال : لعن الله القائد والسائق والراکب " (مسند البزار ج9 ص 286) .

24ـ " رواه البزار ورجاله ثقات " (مجمع الزوائد ج1 ص 113) .

25ـ أن رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم رأى أبا سفیان على جمل وابنه یزید یقوده ومعاویة یسوقه فقال : لعن الله الراکب والقائد والسائق (تاریخ الطبری، ج11، ص357 حوادث سنة 284؛ تاریخ أبی الفدا ج 2 / 57 حوادث سنة 238ﻫ ؛ کتاب صفین لنصر ص 247 مصر ؛ تذکرة الخواص سبط ابن الجوزی ص115)

26ـ نقلها ابن حبان فی صحیحه أن رسول الله (ص) قال : " ستة لعنتهم ولعنهم الله وکل نبی مجاب …  والمستحل من عترتی ما حرم الله والتارک لسنتی " (صحیح ابن حبان ج5 ص 373 ) .

27ـ عن عکرمة عن ابن عباس قال :لعن النبی صلى الله علیه وآله و سلم المخنثین من الرجال والمترجلات من النساء وقال: أخرجوهم من بیوتکم . قال فأخرج النبی صلى الله علیه وسلم فلانا وأخرج عمر فلانا . اهـ البخاری /5 ( باب إخراج المتشبهین بالنساء من البیوت )

28ـ .... عن عبد الله ابن عباس قال:  »لعن رسول الله المتشبهین من الرجال بالنساء والمتشبهات من النساء بالرجال  «البخاری حدیث رقم 5885 .

29ـ لعن الله آکل الربا وموکله وکتابه وشاهدیه

 صحیح مسلم، المساقاة، باب لعن آکل الربا وموکله، رقم 1598.

سنن ترمذی، البیوع، باب ما جاء فی آکل الربا، رقم 1206. و قال: حدیث حسن صحیح

سنن أبو داود، البیوع، باب فی آکل الربا وموکله، رقم 3333.

30ـ أن رسول الله – صلى الله علیه وسلم – قال: "لعن الله من عمل عمل قوم لوط". مسند أحمد 1/309، مستدرک حاکم 4/356، صحیح الترغیب 2421.

31ـ قال عبد بن حدثنا عبدالله بن یزید ثنا حیوة بن شریح عن مالک بن خیر الزبادی أن مالک بن سعد التجیبی حدثه أنه سمع ابن عباس یقول: سمعت رسول الله -صلى الله علیه وسلم- یقول:" أتانی جبریل فقال : یا محمد إن الله لعن الخمر ، وعاصرها ، ومعتصرها ، وشاربها، وحاملها ، والمحمولة إلیه ، وبائعها ، ومبتاعها ، وساقیها ، ومسقیها ".

مستدرک حاکم،کتاب الاشربه،حدیث رقم 7229

32ـ "رواه أحمد بإسناد صحیح ، وابن حبان فی صحیحه ، والحاکم وقال:صحیح الإسناد.".

33ـ‏ ...عن ابن عمر قال‏:‏ لعن رسول اللّه ـ صلى اللّه علیه وسلم ـ من مثل بالحیوان ..‏.‏ (صحیح البخاری ، ‏کتاب الصید - باب ما یکره من المثلة‏،‏ ص 829 - ج 2‏)

34ـ "جهزوا جیش أسامة، لعن الله من تخلف عنه" الملل والنحل للشهرستانی 1/23، "انفذوا بعث أسامة ، لعن الله من تخلف عن بعث أسامة ، وکرر الرسول ذلک .."شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید 6/52.

35ـ لعن الله من ذبح لغیر الله، لعن الله من لعن والدیه، لعن الله من آوى محدثا.... صحیح مسلم، کتاب الأضاحی، باب تحریم الذبح لغیر الله ولعن فاعله، ح 1978، 3/1567.




طبقه بندی: پیامبرشناسی، امام شناسی، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ سه شنبه 1392/06/5 ] [ 22:53 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه