تبلیغات
صراطُ الأقوَم - ترجمان قرآن

صراطُ الأقوَم

...هرچه دارم همه از عترت و قرآن دارم

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض»“همانا من در میان شما پس از خود، دو بار سنگین را به امانت می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که در حوض کوثر بر من وارد شوند”./مستدرک الوسائل ج11ص372 صراطُ الأقوَم .

مرحوم شیخ كلینى در اصول كافى بخشى را به مسائل حجت و دلیل‏شیعیان اختصاص داده و در یكى از اخبار آن بخش چنین نقل كرده: 
منصوربن حازم گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم: خداوند بالاتراز آن است كه به وسیله مخلوقاتش شناخته شود بلكه این‏مخلوقاتند كه به وسیله خدا شناخته مى‏گردند. 

امام صادق(علیه السلام) فرمود: راست گفتى.گفتم: كسى كه دانست‏براى او پروردگارى است، پس سزاوار است كه‏بداند براى آن پروردگار رضا و سخطى است كه جز از راه وحى ورسول شناخته نمى‏گردند، پس اگر به كسى وحى نشد سزاوار است كه‏دست‏به دامان رسولان خدا شود، پس اگر آنها را ملاقات كرد، خواهددید كه آنها حجت هستند و پیروى از ایشان واجب. 

آنگاه به امام صادق(علیه السلام) مى‏گوید كه از مردم در مورد حجت‏بعد ازرسول خدا(صلی الله علیه و آله) پرسیدم. آنها گفتند: قرآن، ولى من به آنها تذكردادم كه قرآن بدون سرپرست و قیم كفایت نمى‏كند، چرا كه گروههاى‏مختلف از جمله مرجئه، قدریه و حتى زنادقه كه به قرآن ایمان هم‏ندارند براى سخن خویش به قرآن استدلال مى‏كنند و روى همین جهات‏است كه گفتم قرآن نیاز به سرپرستى دارد كه هرچه در مورد آن‏بفرماید حق باشد و در این میان كسانى چون ابن مسعود و عمر وحذیفه به عنوان سرپرست معرفى شدند اما من سوال كردم كه آیاتمام قرآن را مى‏دانستند؟ در جواب گفتند: 

خیر، تنها على بود كه آگاه به تمام قرآن بود. من گفتم: پس‏شهادت مى‏دهم كه على(علیه السلام) قیم و سرپرست قرآن است و پیروى از اوواجب و پس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حجت‏بر مردم است و آنچه در موردقرآن ابراز عقیده كند حق است. 
امام صادق(علیه السلام) پس از شنیدن سخنان او و استدلال زیبا و محكم وى‏او را با گفتن «رحمك الله‏» ستود و دعایش كرد. (1) 
سخنان جناب‏منصور را ضمیمه كنید به فرمایش حضرت امیرالمومنین كه‏مى‏فرماید: «این قرآن جز خطوطى كه میان دو جلد نگاشته شده،چیزى نیست، به زبان سخن نمى‏گوید، ناچار باید ترجمانى داشته‏باشد» (2) 
در همین زمینه یكى از اصحاب امام صادق(علیه السلام) مى‏گوید: 
شنیدم كه امام صادق(علیه السلام) مى‏فرمود: «نحن ولاه امر الله و خزنه‏علم الله و عیبه وحى الله.» (ما ولى امر «امامت و خلافت‏»خدا و گنجینه علم خدا و صندوق وحى خدائیم) (3) 
پدر گرامى آن‏حضرت، امام باقر نیز (ع)مى‏فرماید: نحن تراجمه وحى الله‏» (مامترجمان وحى خدائیم.) (4) 

هرچه مى‏خواهى در قرآن بجوى 
در قرآن مى‏خوانیم: «و نزلنا علیك الكتاب تبیانا لكل‏شى‏ء...» (5) 
امام صادق(علیه السلام) مى‏فرماید: «خداوند در قرآن هرچیزى‏را بیان كرده است، به خدا سوگند آنچه كه مورد احتیاج مردم‏بوده را كم نگذارده، تا كسى نگوید اگر فلان مطلب درست‏بود درقرآن نازل مى‏شد، آگاه باشید همه نیازمندیهاى بشر را خدا در آن‏نازل كرده‏است.» (6) آرى، قرآن كتاب تربیت و آدم سازى است. 
تمام آنچه براى رسیدن به تكامل و قرب الهى لازم است در قرآن‏آمده، باطن قرآن نیز ژرفائى دارد كه براى رسیدن بدان علم‏اهل‏بیت لازم دارد و همچنین جزئیات احكام و مطالب مختلف در قرآن‏است كه همان علم خاندان وحى را مى‏طلبد. 
امام صادق(علیه السلام) مى‏فرماید: 
«ما من امر یختلف فیه اثنان الا و له اصل فى كتاب الله عزوجل‏و لكن لا تبلغه عقول الرجال‏» (هیچ امرى نیست كه دو نفر در آن‏اختلاف پیدا كنند مگر آنكه اصل و ضابطه‏اى در قرآن دارد و لیكن‏عقول مردم بدان نمى‏رسد.) (7) 
در جاى دیگر امام فرمود: معناى‏این روایت كه «هیچ آیه‏اى از قرآن نیست مگر آنكه ظهر و بطنى‏دارد» 
این است كه: ظهر قرآن تنزیل آن و بطن آن تاویلش‏مى‏باشد كه بخشى از آن سپرى گشته و بخش دیگر هنوز نیامده ومانند خورشید جریان دارد، آنچه از تاویل آمده همان گونه كه‏شامل مردگان مى‏گردد، زندگان را نیز شامل مى‏شود و خداوندمى‏فرماید: 
«تاویل آن را جز راسخان در علم نمى‏دانند» و ما از تاویل‏آن آگاهیم. (8) 
آن امام(ع) همچنین مى‏فرماید: من به كتاب خداوندآگاهم و گوئى در كف دستم قرار دارد، در آن خبر آسمان و زمین وخبرهاى آینده و كنونى موجود است، خداوند مى‏فرماید: «نزلناعلیك الكتاب تبیانا لكل شى‏ء» (9) 
اقسام ایمان در قرآن 
امام صادق(علیه السلام) مى‏فرماید: «ایمان‏» در قرآن چهارگونه مطرح گشته‏است: 
1 اقرار زبانى: 
خداوند مى‏فرماید:«یا ایهاالذین آمنوا خذوا حذركم...» (اى‏كسانى كه «ایمان‏» آورده‏اید با كمال دقت مراقب دشمن باشید(تا غافلگیرنشوید) و در دسته‏هاى متعدد یا به صورت اجتماع،(براى مبارزه) به راه افتید، در میان شما افرادى (منافق) وجوددارند كه هم خودشان سست مى‏باشند و هم دیگران را به سستى‏مى‏كشانند، اگر مصیبتى به شما برسد مى‏گویند: خدا به ما نعمت‏داد كه با مجاهدان نبودیم تا شاهد صحنه‏هاى دلخراش گردیم. واگر با خبر شوند كه مومنان واقعى پیروز شده‏اند و طبعا به‏غنائمى نیز دست پیدا كرده‏اند، همچون افراد بیگانه‏اى كه هیچ‏ارتباطى میان آنها و مومنان نبوده، از روى حسرت مى‏گویند: اى‏كاش ما هم با مجاهدان بودیم و سهم بزرگى نصیب ما مى‏شد. ) (10) 
امام مى‏فرماید: اگر اهل شرق و غرب این سخن را بر زبان جارى‏مى‏ساختند از دایره ایمان بیرون مى‏رفتند. اما با این حال چون‏اقرار زبانى كرده بودند خداوند آنها را مومن نامیده و به همین‏جهت مومنان دعوت مى‏شوند كه ایمان آورند: «یا ایهاالذینآمنوا، آمنوا بالله و رسوله‏» (11) كه خداوند به خاطراقرار زبانى آنها را مومن نامیده و به ایشان فرموده ایمان‏آورید یعنى تصدیق هم بنمائید. 
2 تصدیق قلبى: 
خداوندمى‏فرماید: «الذین آمنوا و كانوا یتقون لهم البشرى فى‏الحیاه الدنیا و فى الاخره‏» (آنها اولیاى خدا كسانى هستندكه ایمان آورده و قلبا تصدیق نمودند و بطور مداوم تقوا وپرهیزكارى را پیشه خود ساخته‏اند، براى ایشان در زندگى دنیا ودر آخرت بشارت است.) (12) 
و همچنین در آنجا كه خداوند از قول‏بنى اسرائیل چنین نقل مى‏كند كه: «یا موسى لن نومن لك...» (13) یعنى اى موسى ما هرگز به تو ایمان نمى‏آوریم (و تو راقلبا تصدیق نمى‏كنیم) مگر آنكه خدا را (با چشم خود) آشكاراببینیم! و همچنین در آیه «یا ایهاالذین آمنوا» كه در قسمت‏اول گذشت.) 
3 انجام واجبات: 
خداوند مى‏فرماید: «و ما كان الله لیضیع ایمانكم...» وقتى‏خداوند قبله پیامبرش را به طرف كعبه تغییر جهت داد، اصحاب‏رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفتند: (واى برما) نمازهایى كه به سوى بیت المقدس‏اقامه كردیم باطل گشت! خداوند در پاسخ، آیه فوق را نازل كرد وفرمود: «خداوند ایمان (نمازهاى) شما را تباه نخواهدساخت.» (14) 
4 تایید و حمایت: 
خداوند مى‏فرماید: «لا تجدقوما یومنون بالله و...» هیچ قوم و گروهى را كه ایمان به خداو روز قیامت دارد نمى‏یابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى‏كنند، هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آنهاباشند، ایشان كسانى هستند كه خدا ایمان (یعنى تایید و حمایت‏خود) را بر لوح و صفحه قلوبشان نوشته و با روحى از جانب خودش‏آنها را تقویت فرموده...» (15) 

________________________________________
1 اصول كافى، ج 1، ص 168، حدیث 
2 دارالكتب الاسلامیه تهران. 
2 نهج البلاغه خطبه 125. 
3 اصول كافى، ج 1، ص 192، حدیث 1. 
4 همان، حدیث‏3. 
5 نحل، آیه‏89. 
6 تفسیر نور الثقلین، ج‏3، ص 740. 
7 همان، ج‏3، ص 75. 
8 بصائرالدرجات، ص‏216. 
9 اصول كافى، ج 1، ص‏229. 
10 نساء، 71 تا73. 
11 همان، آیه‏136. 
12 یونس، آیات‏63 و 64. 
13 بقره، آیه 55. 
14 همان، آیه‏143. 
15 مجادله، آیه 22. تفسیر قمى، ج 1، ص 30، چاپ نجف. 
16 جاثیه، آیه 24. 
17 بقره، آیه‏6. 
18 همان، آیه‏89. 
19 آل عمران، آیه‏119. 
20 عنكبوت، آیه 25. 
21 آل عمران، آیه‏97. 
22 نمل، آیه 40 و تفسیر قمى، ج 1، ص 32، چاپ نجف. 
23 بقره، آیه 138. 
24 تفسیر قمى، ج 1، ص 62. 
25 زخرف، آیه 55. 
26 نساء، آیه 80. 
27 فتح، آیه 10 و توحید صدوق، ص 168. 
28 بقره، آیه‏186. 
29 همان، آیه 40. 
30 تفسیر قمى، ج 1، ص‏46. 
31 جامع السعادات، ج 2، ص 258. 
32 همان، ج‏93، ص 2 و3. 



طبقه بندی: امام شناسی، امام صادق(علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ یکشنبه 1392/06/3 ] [ 11:25 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه