تبلیغات
صراطُ الأقوَم - بعثت و سعادت

صراطُ الأقوَم

...هرچه دارم همه از عترت و قرآن دارم

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض»“همانا من در میان شما پس از خود، دو بار سنگین را به امانت می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که در حوض کوثر بر من وارد شوند”./مستدرک الوسائل ج11ص372 صراطُ الأقوَم .

«بعثت‏» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است. و سزاوار منت‏گذارى خداوند و در بردارنده حكمت و تربیت است. بحث درباره آن گسترده و عمیق و از زوایاى مختلف قابل بررسى است. 
این نوشتار تلاش دارد تا این مطالب را به صورت بسیار فشرده، مورد پژوهش قرار دهد: 
الف - آغاز بعثت. 
ب - نخستین آیات نازل شده. 
ج - منت‏گذارى خداوند به خاطر نعمت‏بزرگ بعثت. 
د - فلسفه و اهداف بعثت. 
الف - آغاز بعثت 
سرآغاز تاریخ اسلام از روزى شروع مى‏شود كه پیامبراسلام صلى الله علیه و آله درخلوت محبوب، در دل غارى كه در دامن كوهى در شمال مكه بود، صدایى شنید: 
«یامحمد اقرا» ; اى محمد! بخوان! (او شگفت زده) گفت: چه بخوانم؟ گفت: اى محمد! 
«اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم.» (1) ; بخوان به نام پروردگارت كه (جهان را) آفرید. همان كه انسان را از خون بسته‏اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، یاد داد. (2) 
«ارسلنى الله الیك لیتخذك رسولا» (3) 
خداوند مرا به سوى تو فرستاده است، تا تو را پیامبر این امت قرار دهم. 
حضرت محمد صلى الله علیه و آله هرساله مدتى به كوه «حرا» (4) مى‏رفت و به عبادت و راز و نیاز و تفكر مى‏پرداخت تا این كه روزى فرشته‏اى به او گفت: اى محمد! بخوان! محمد صلى الله علیه و آله گفت: چه بخوانم؟ فرشته آیات آغازین سوره علق را بر وى قرائت كرد و پیامبر صلى الله علیه و آله نیز آن‏ها را خواند. (5) 

تاریخ نگاران با آن كه تلاش فراوان در ثبت رویدادهاى تاریخ اسلام، به ویژه تاریخ زندگى پیامبراسلام صلى الله علیه و آله داشته‏اند، تا آن جا كه به جزئیات رفتارها، روش‏ها و منش‏هاى آن حضرت اشاره نموده‏اند، امابسیار جاى تاسف است كه برخى از رویدادهاى مهم و اساسى، مانند: تاریخ ولادت، مبعث و معراج، مكان معراج، تاریخ رحلت، تاریخ تغییر قبله و موارد دیگر با دقت ثبت نشده و اختلاف‏هایى را میان مورخان برانگیخته است كه شاید منشا اختلاف را بتوان در اغراض سیاسى یا بى‏توجهى به مسائل موجود، اجتهادهاى شخصى و از همه مهمتر، روگردانى از ابواب علم پیامبر صلى الله علیه و آله و نیاموختن مفاهیم از سرچشمه زلال اهل‏بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و موارد دیگر جستجو نمود. 
آغاز بعثت رسول خدا صلى الله علیه و آله چه زمانى است؟ دیدگاه معروف و مورد اتفاق شیعه امامیه 27 رجب است. اما در میان دانشمندان اهل‏سنت، در زمان دقیق آن اختلاف زیادى است. برخى از اهل‏سنت مبعث را در رمضان و برخى دیگر در ربیع الاول دانسته‏اند. در مورد روز مبعث نظرهاى متفاوتى ارائه شده است: 
1- 17 رمضان: طبرى در تاریخ الرسل و الملوك و ابن سعد در طبقات الكبرى (6) به این قول اشاره نموده‏اند. 
2- 18 رمضان: ابن اثیر در الكامل فى التاریخ (7) این دیدگاه را به ابوقلابه عبدالله بن زید جرمى - از محدثان اهل سنت - نسبت داده و طبرى (8) نیز بدان اشاره نموده است. 
3- 19 رمضان: ابن اثیر به این دیدگاه نیز اشاره نموده است. (9) 
4- 20 رمضان: یعقوبى در تاریخ خود روایت كرده است كه ده روز مانده به آخر رمضان، در روز جمعه پیامبر صلى الله علیه و آله مبعوث شد. (10) 
5- 24 رمضان: طبرى در این باره چنین مى‏نویسد: «وقال آخرون: بل انزل لاربع وعشرین لیلة خلت منه‏» (11) ; برخى گفته‏اند: قرآن در شب 24 رمضان نازل شده است. 
6- 25 رمضان: علامه طباطبایى (12) این دیدگاه را به برخى از محققان و مفسران اهل سنت نسبت مى‏دهد. 
منشا اشتباه این چند دیدگاه كه آغاز نزول نخستین آیات قرآن را ماه رمضان مى‏دانند، این است كه قائلین، میان زمان بعثت پیامبر صلى الله علیه و آله و زمان نزول دفعى قرآن به عنوان كتابى كامل و مستقل خلط كرده‏اند; چون آن‏ها براى تاریخ بعثت‏به آیاتى استدلال كرده‏اند كه ناظر به نزول قرآن در شب قدر و ماه رمضان مى‏باشد. (13) زیرا خداوند مى‏فرماید: 
«انا انزلناه فى لیلة القدر» (14) «ما قرآن را در شب قدر نازل كردیم‏» و نیز مى‏فرماید: «شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن‏» (15) «ماه رمضانى كه قرآن در آن نازل شده است.» 
بنابراین قرآن در شب قدرى كه در ماه رمضان است، نازل شده است. 
این استدلال صحیح نیست; زیرا این آیات ناظر به نازل شدن تمام قرآن به عنوان یك كتاب مستقل و كامل است كه از آن، به «نزول دفعى‏» تعبیر مى‏كنند; درحالى كه در آغاز بعثت تنها چند آیه به رسول خدا صلى الله علیه و آله نازل شده است، (پنج آیه آغازین سوره علق) كه خود آغاز «نزول تدریجى‏» است. درنتیجه، زمان نزول قرآن با زمان نازل شدن تمام قرآن به عنوان كتابى كامل و مستقل فرق دارد. 
7- 3 ربیع الاول: حلبى این نظر را روایت كرده است. (16) 
8- 8 ربیع الاول: ابن اثیر از ابن‏عبدالبر نقل كرده است: بعثت رسول خدا صلى الله علیه و آله در روز دوشنبه 8 ربیع الاول درسال 41 از عام الفیل بوده است. (17) 
9- 10 ربیع الاول: مسعودى مى‏نویسد: چون رسول خدا صلى الله علیه و آله به 40 سالگى رسید، در روز دوشنبه 10 ربیع الاول خداى عزوجل او را برهمه مردم مبعوث كرد. (18) 
11- 12 ربیع الاول: این، نظر كسانى است (19) كه بعثت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله را در روزى كه پیامبر به چهل سالگى رسید، دانسته‏اند و چون تولد آن حضرت بنا به دیدگاه اكثر اهل سنت، 12 ربیع الاول است، بعثت آن حضرت نیز در همین روز است. 
12- 27 رجب: این، دیدگاه معروف شیعه است كه عده‏اى (20) از دانشمندان ادعاى اجماع و اتفاق علماى مذهب شیعه برآن را نیز نموده‏اند و به دلایلى، صحیح‏ترین دیدگاه مى‏باشد. از جمله این كه روایاتى از امامان معصوم علیهم السلام در این زمینه وارد شده است كه ضمن تعیین تاریخ بعثت، به اعمال مستحبى مانند روزه در این روز نیز سفارش شده كه نمایشى از عظمت و گرامى‏داشت این روز است. 
امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: 
«و لا تدع صیام یوم سبعة و عشرین من رجب فانه هو الیوم الذى انزلت فیه النبوة على محمد و ثوابه مثل ستین شهرا» (21) 
روزه 27 رجب را ترك نكنید; زیرا روزى است كه نبوت برمحمد صلى الله علیه و آله نازل شده است و ثواب روزه آن روز مانند 60 ماه روزه گرفتن است. 
امام رضا علیه السلام مى‏فرماید: 
«خداوند محمد صلى الله علیه و آله را جهت رحمت جهانیان به نبوت برگزید. كسى كه در این روز روزه بگیرد، خداوند روزه 60 ماه را براى او ثبت مى‏كند.» (22) 
در وسائل الشیعه 7 روایت در این زمینه ذكر شده است. (23) 
روایاتى از اهل سنت نیز همین تاریخ را تایید مى‏كنند، از جمله در سیره حلبى از ابوهریره نقل شده است كه گفت: كسى كه روز 27 رجب را روزه بگیرد، خداوند 60 ماه روزه، براى او ثبت مى‏كند. «و هو الیوم الذى نزل فیه جبراییل على‏النبى صلى الله علیه و آله بالرسالة و اول یوم هبط فیه جبرائیل‏» (24) ; و این، همان روزى است كه جبرئیل برپیامبر صلى الله علیه و آله به خاطر رسالت نازل شد و نخستین روزى بود كه او فرود آمد. 
ب - نخستین آیات 
هماهنگى آغاز بعثت‏با نازل شدن نخستین آیات قرآن كریم، باعث‏شده است تا مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و حدیث‏به بررسى و تعیین نخستین آیات نازل شده برپیامبر صلى الله علیه و آله بپردازند. دیدگاه‏هایى در این باره وجود دارد كه مهم‏ترین آن‏ها عبارتند از: 
1- پنج آیه نخست‏سوره علق. 
2- سوره فاتحة الكتاب. (25) 
3- سوره مدثر. (26) 
دیدگاه نخست پرطرفدارترین دیدگاه در میان مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و حدیث مى باشد. از میان مورخان; مسعودى (27) ، ابن‏هشام (28) ، ابن‏اثیر (29) ، طبرى (30) ، و یعقوبى در كتاب‏هاى خود و از میان مفسران شیعه، صاحبان تفاسیر: تبیان، مجمع البیان، المیزان، نمونه و از میان مفسران اهل‏سنت; صاحبان تفاسیر: طبرى (كه حدود یازده روایت در این باره ذكر مى‏كند.) ، درالمنثور، انوارالتنزیل و اسرارالتاویل (معروف به تفسیر بیضاوى) و تفسیرالقرآن العظیم جزو طرفداران این نظریه هستند. 
از میان كتاب‏هاى علوم قرآنى مى‏توان به «الاتقان (31) » ، «التمهید فى‏علوم القرآن (32) » ، «البرهان (33) » ، و... اشاره نمود. 
افزون بر آن كه، مضمون آیات نخست‏سوره علق نیز این دیدگاه را تایید مى‏كند; چون رسالت و نبوت كه از بزرگ‏ترین نعمت‏هاى الهى است، در این سوره با اسم رب شروع مى‏شود و از آفرینش، دانش و قلم كه مهم‏ترین مفاهیم و معارفند، در این سوره سخن به میان مى‏آید. 
مهم‏ترین دلیل این است كه روایات رسیده از امامان معصوم علیهم السلام آیات آغازین سوره علق را نخستین آیات نازل شده در غار حرا مى‏دانند. امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: «اول ما نزل على رسول الله صلى الله علیه و آله بسم الله الرحمن الرحیم، اقرا باسم ربك...» (34) ; نخستین چیزى كه بر رسول خدا صلى الله علیه و آله نازل شد، «...اقرا باسم ربك...» بود. 
امام هادى علیه السلام نیز فرمود: جبرئیل به محمد صلى الله علیه و آله گفت: 
«اقرا قال: و ما اقرا قال: اقرا باسم ربك الذى خلق.» (35) 
طبرى (36) از علماى اهل سنت در تفسیر خود، 11 روایت و سیوطى (37) 15 روایت نقل مى‏كند، مبنى براین كه در آغاز بعثت نخستین آیات سوره علق بر پیامبر صلى الله علیه و آله نازل شده است. 
طرفداران دیدگاه دوم اندك است. صریح‏ترین كسى كه در این زمینه سخن گفته، «زمخشرى‏» در تفسیر «كشاف‏» (38) است: «اكثرالمفسرین على ان الفاتحة اول ما نزل‏» ; بیشتر مفسران برآنند كه سوره فاتحه نخستین چیزى است كه بر پیامبر صلى الله علیه و آله نازل شد. 
با آن كه بیش‏تر مفسران دیدگاه اول را پذیرفته‏اند، نسبت دادن این قول به بیش‏تر مفسران، ناصحیح به نظر مى‏رسد.
دیدگاه سوم روایتى است كه از جابر (39) نقل شده است. اگرچه هركدام از این دو دیدگاه ممكن است طرفداران اندكى نیز داشته باشند، اما در برابر سیل نظریات مورخان و مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و نیز روایات فراوانى كه به برخى از آن‏ها اشاره شد و نیز ادعاى اجماع امت (40) مسلمان - چنان چه برخى ادعا كردهاند، نسبت‏به دیدگاه اول - به سادگى نمى‏توان آن را رها كرد و از كنار آن گذشت. 
ممكن است‏با تحلیلى دقیق‏تر گفته شود كه این سه دیدگاه باهم تفاوتى ندارند وبدین صورت قابل جمع هستند كه آیات خست‏سوره علق اولین آیاتى است كه برپیامبر صلى الله علیه و آله نازل شد و سوره فاتحه نخستین سوره كاملى است كه پس از آن، نازل شد و سوره مدثر نخستین سوره‏اى است كه پس از فترت وحى نازل شد. 
ج - بعثت و منت 
در نفس انسان نیازها و غرایز گوناگونى قرار داده شده است كه همگى طالب ارضا و هدایت صحیح هستند. خداوند متعال براى هدایت انسان، بهترین ابزار را دراختیار او قرار داده و امكانات متعددى به او عطا كرده است، تا هم بتواند نیروى خود را صرف ارضاى نفسانیات كند و هم با امكانات و نیروى داده شده، جلو خواهش‏هاى نفسانى را بگیرد و كشش‏هاى درونى را تحت نظم و ضابطه در آورد. دو راهنما نیز در اختیار او قرار داده است تا حق را از باطل و سره را از ناسره متمایز كند; یكى در درون انسان كه عقل است - اگر چه ابزارهاى ظاهرى مانند محسوسات و اندام‏هاى حسى نیز درهدایتگرى این راهنما دخالت دارند. - و دیگرى پیامبران الهى كه این راهنما از طریق وحى براى انسان فرستاده مى‏شود تا تمام رفتارها را به انسان بیاموزد و حدود و مقررات آن را نیز روشن نماید، چون عقل داراى خطا و نقصان است. برترین هادى، آن است كه داراى مقام عصمت و مرتبط با وحى باشد; تنها راه آن، بعثت است. پس بعثت‏بزرگ‏ترین نعمت‏خداوند بربشراست و جادارد كه خداوند براین نعمت منت گذارد و این احسان و نیكویى را به رخ آنان بكشد، چنان كه مى‏فرماید: 
«لقد من الله على المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلو علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبین‏» (41) 
خداوند برمؤمنان منت نهاد (نعمت‏بزرگى بخشید)، هنگامى كه درمیان آن‏ها پیامبرى از خودشان برانگیخت كه آیات او را برآن‏ها بخواند و آن‏ها را پاك كند و كتاب و حكمت‏بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهى آشكار بودند. 
خداوند در آیه فوق به خاطر بعثت پیامبراسلام صلى الله علیه و آله برمؤمنان منت مى‏نهد و این نعمت‏بزرگ و معنوى را به رخ آنان مى‏كشد. 
ممكن است كسى تصور كند كه منت گذارى، كار صحیحى نیست، چرا خداوند در این جا منت مى‏گذارد؟ مگر بعثت چه ویژگى هایى دارد و هدف از آن چیست؟ 
واژه منت از «من‏» به معناى چیزى است كه با آن وزن مى‏كنند (سنگ كیلو) . و نیز به معناى نعمت‏سنگین و باعظمت نیز به كار مى‏رود. بنابراین هر نعمت‏سنگین و گرانبهایى را منت گویند. كاربرد این واژه دو گونه است: قولى و فعلى (42) . اگر كسى عملا نعمت‏بزرگى به دیگرى بدهد، این همان منت عملى است كه بیشتر در مسائل تربیتى و هدایتى و معنوى كاربرد دارد و پسندیده و ارزنده است. كه برخى گفته‏اند: این منت مختص به خداى متعال است. اگر كسى كار كوچك خود را با سخن گفتن بخواهد به رخ دیگرى بكشد و آن را بزرگ جلوه دهد، كارى است‏بسیار زشت، كه این از منت‏هاى بشرى است. در نتیجه، منت‏گذارى بربخشیدن نعمت‏هاى بزرگ كه از جمله آن‏ها نعمت رسالت است، منتى زیباست و «من الله‏» یعنى انعم الله; خداوند نعمت‏بزرگى بخشید و در اختیار مؤمنان قرار داد. چنان كه در جاى دیگر خداوند به خاطر هدایت كردن انسان‏ها به ایمان، بر آن‏ها منت مى‏گذارد. «بل الله یمن علیكم ان هداكم للایمان‏» (43) . اگر مسلمانان به خاطر پذیرفتن اسلام، مشكلات و خسارت‏هاى زیادى متحمل شده‏اند نباید فراموش كنند كه خداوند بزرگ‏ترین نعمت را در اختیار آن‏ها گذاشته و پیامبرى مبعوث كرد تا انسان‏ها را تربیت كند و از گمراهى‏ها باز دارد. بنابراین هر اندازه براى حفظ این نعمت‏بزرگ تلاش و كوشش شود و هر بهایى پرداخته شود، بازهم ناچیز است. (44) 
بنابراین مى‏توان گفت: منت‏بر دو قسم است: پسندیده و نا پسند. منت پسندیده مانند منت در آیه مورد بحث و نیز منت‏خداوند بر هدایت كردن مؤمنان به سوى ایمان (سوره حجرات، آیه 17) و نیز مانند منت‏خداوند بر موسى و هارون (سوره صافات، آیه 114) به خاطر نبوت، رسالت و نجات آن‏ها و منت‏گذارى خداوند بر حضرت یوسف به خاطر به حكومت رسیدن او (سوره یوسف، آیه 90) و منت ناپسند و نكوهیده مانند منت‏گذارى و به رخ كشیدن انفاق، كه باطل كننده انفاق نیز مى‏باشد. (سوره بقره، آیه 262) و به رخ كشیدن اسلام و ایمان به خداوند یا پیامبر (یا دیگران) (سوره حجرات، آیه 17) . از آن جا كه كارهاى انسان در برابر عظمت‏خداوند و كارهاى او بسیار ناچیزاست، هرگونه منت گذارى انسان‏ها بر یكدیگر و بر خداوند ناپسند است. «اللهم اجرللناس على یدى الخیر و لا تمحقه بالمن‏» (45) 
چرا خداوند فرمود: «على المؤمنین‏» و نام مؤمنان را به تنهایى آورده است، با این كه بعثت پیامبر براى هدایت عموم بشر است؟ شاید بدین جهت‏باشد كه هدایت پیامبران از جهت تاثیر و نتیجه تنها متوجه مؤمنان است كه از این نعمت‏بزرگ بهره‏مند مى‏شوند و آن را به خود اختصاص مى‏دهند. (46) 
د- فلسفه و اهداف بعثت 
پس از قرن‏ها تحقیق و بررسى درباره مسائل دینى، هنوز پرده از اسرار بسیارى از آن‏ها برداشته نشده است، كه از جمله آن‏ها اسرار نهفته نبوت و بعثت است; اگرچه از ظواهر آیات قرآن مى‏توان استفاده كرد كه بعثت پیامبران الهى، به ویژه پیامبراسلام صلى الله علیه و آله داراى اهدافى مى‏باشد كه بیان خواهد شد و تنها در آیه مورد بحث كه خداوند بر مؤمنان منت گذارده است، به سه برنامه از مهم‏ترین آن‏ها اشاره شده است: 
«یتلو علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمة‏» 
1- تلاوت آیات الهى 
«یتلو» از واژه «تلاوت‏» به معناى پى‏درپى آوردن، پیروى كردن و خواندن با نظم است، (47) كه شامل پیروى كردن در حكم وخواندن منظم آیات الهى همراه باتدبر نیز مى‏شود، گویا تلاوت كننده از آیات پیروى كرده یا حروف و كلمات را در پى یكدیگر قرار داده است. پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله با خواندن آیات پروردگار و آشنا ساختن گوش دل و افكار مردم با این آیات، آن‏ها را آماده تربیت مى‏نماید، كه مقدمه تعلیم و تربیت است. 
2- تربیت 
یكى از مهم‏ترین برنامه‏هاى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله تربیت انسان‏هاست. تربیت‏به معناى فراهم كردن زمینه‏ها و عوامل براى به فعلیت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهاى انسان در جهت مطلوب است. (48) او باید زمینه‏ها را براى شكوفا نمودن استعدادها آماده كند، استعدادهاى خلیفة الله شدن كه داراى ابعاد مختلف است. او باید انسان‏ها را آماده كند تا از نظر عملى بهترین رابطه را با خداى خود (عبادات)، با هم نوع خود (عقود و ایقاعات)، با قوانین و مقررات اجتماعى (حكومت و سیاسات)، باخانواده خود (حقوق خانوادگى) و با نفس خود (اخلاق و تهذیب نفس) داشته باشند، تا بتوانند مسجود فرشتگان قرار گیرند. پیامبر صلى الله علیه و آله منجى بشریت است. یكى از دانشمندان فرانسوى مى‏گوید: «بزرگ‏ترین قانون اصلاح و تعلیم و تربیت همان حقایقى است كه به نام وحى، قسمت‏به قسمت‏بر محمد صلى الله علیه و آله نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشراست.» (49) 
پیامبراسلام صلى الله علیه و آله در مدتى كوتاه، انسان هایى بزرگ، مانند على علیه السلام زهرا علیها السلام سلمان فارسى، ابوذر، مقداد و... را تربیت كرد. حضرت محمد صلى الله علیه و آله كاشف معدن‏هاى نهفته انسانیت‏بود. زیرا «الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه‏» ; مردم مانند معدن‏هاى طلا و نقره هستند. 
انسان داراى استعدادهاى نهفته است كه براى بهره‏ورى صحیح از آن، نیاز به كشف آن مى‏باشد تا به ارزش حقیقى خود دست‏یابد. 
كلمه «یزكیهم‏» از ماده «زكوة‏» و زكآء» به معناى رشد و زیادى است (50) ، كه در این‏جا به معناى تربیت و پاكسازى است و شامل پاك شدن از آلودگى‏هاى اعتقادى، اخلاقى و رفتارى مى‏باشد. اگرچه واژه تربیت ازماده «ربو» نیز به معناى افزایش و نمو است، اما در قرآن كریم مفهوم تهذیب نفس با واژه تزكیه آمده است: 
«قد افلح من زكیها» (51) 
«قد افلح من تزكى‏» (52) 
«رستگار شد كسى كه خود را تزكیه كرد.» 
كه در جنبه‏هاى روحى و معنوى است. واژه تربیت در قرآن در جنبه‏هاى جسمانى و مادى به كار رفته است، نظیر: 
«الم نربك فینا ولیدا» (53) 
«آیا در دوران كودكى تو را در میان جمع خود تربیت نكردیم؟» 
كه سخن فرعون است كه خود را مربى موسى معرفى مى‏كند، یعنى از نظر جسمانى و امكانات مادى تو را بزرگ كردم. اهمیت اخلاق و تزكیه نفس بركسى پوشیده نیست. جوامع مختلف به آن نیازمندند، زیرا تنها راه نجات از گمراهى‏ها، فسادها، جهل، جنگ و خونریزى‏ها و... در پرتو اخلاق صحیح و آراسته شدن به ارزش‏ها و مكارم اخلاقى است. پیامبراسلام صلى الله علیه و آله‏هدف از بعثت‏خود را كامل كردن مكارم اخلاق بیان كرده است: 
«بعثت لاتمم مكارم الاخلاق‏» (54) 
من براى كامل‏كردن فضایل اخلاقى مبعوث شده‏ام. 
_________________________________________________
1- سوره علق، آیه 5- 1. 
2- بحارالانوار، ج 18، ص 206. 
3- همان، ص 184. 
4- «حرا» نام كوهى است كه در شمال مكه قرار دارد. در نقطه شمالى آن غارى است كه ارتفاع آن به قدر یك قامت انسان است. قسمتى از داخل غار با نور خورشید روشن مى‏شود و قسمت‏هاى دیگر آن در تاریكى است. (ر.ك: فرازهایى از تاریخ پیامبراسلام (ص)، ص 92) . 
5- تلخیص التمهید، ج 1، ص 62. 
6- طبقات الكبرى، ج 1، ص 192; تاریخ طبرى، ج 2، ص 44 و الكامل فى‏التاریخ، ج 2، ص 30. 
7- الكامل فى‏التاریخ، ج 2، ص 30. 
8- تاریخ طبرى، ج 2، ص 44. 
9- الكامل فى‏التاریخ، ج 2، ص 30. 
10- تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 30. 
11- تاریخ طبرى، ج 2، ص 22. 
12- تفسیرالمیزان، ج 2، ص 19. 
13- همان; سیره نبویه، ج 1، ص 239 و تلخیص التمهید، ج 1، ص 68. 
14- سوره قدر، آیه 1. 
15- سوره بقره، آیه 185. 
16- سیره حلبى، ج 1، ص 384. 
17- تاریخ پیامبراسلام (ص)، آیتى، ص 84. 
18- همان، ص 84، به نقل از: «التنبیه و الاشراف‏» ، ص 198. 
19- التمهید، ج 1، ص 68، به نقل از سیره حلبى، ج 1، ص 238. 
20- از جمله: علامه مجلسى در بحارالانوار، ج 18، ص 190 واز معاصرین: آیة‏الله سبحانى، فروغ ابدیت، ج 1، ص 232 و آیة‏الله معرفت در تلخیص التمهید، ج 1، ص 66. 
21- وسائل الشیعه، ج 7، ص 329، ابواب صوم مندوب، باب 15. 
22- فروع كافى، ج 4، ص 149. 
23- وسائل الشیعه، ج 7، ص 329، براى اطلاع بیش‏تر به كتاب «موسوعة‏التاریخ الاسلامى‏» ، شیخ محمدهادى یوسفى غروى، ج 1، ص 380 مراجعه شود. 
24- سیره حلبى، ج 1، ص 384. 
25- مجمع البیان، ج 10، ص 780. 
26- همان. 
27- مروج الذهب، ج 2، ص 282. 
28- سیره نبوى، ج 1، ص 239. 
29- الكامل فى‏التاریخ، ج 2، ص 32. 
30- تاریخ طبرى، ج 2، ص 45. 
31- الاتقان، سیوطى، ج 1، ص 95. 
32- تلخیص التمهید، ج 1، ص 84. 
33- برهان، بدرالدین زركشى، ج 1، ص 206. 
34- اصول كافى، ج 2، ص 628. 
35- بحارالانوار، ج 2، ص 206. 
36- جامع البیان فى‏تاویل القرآن (تفسیر طبرى)، ابوجعفر محمدبن طبرى، ج 1، ص 646. 
37- درالمنثور، سیوطى، ج 5، ص 562. 
38- كشاف، زمخشرى، ج 4، ص 775. 
39- صحیح مسلم، شرح النووى، ج 2، ص 205. 
40- تلخیص التمهید، ج 1، ص 78. 
41- سوره آل عمران، آیه 164. 
42- مفردات راغب، واژه «من‏» . 
43- سوره حجرات، آیه 17. 
44- مجمع البیان، ج 2، ص 875. 
45- 46- 47- تفسیر نمونه، ج 3، ص 158; مفاتیح الجنان، دعاى مكارم الاخلاق; مجمع البیان، ج 1، ص‏429; مجمع البیان، ج 2، ص‏875; 
48- تعلیم و تربیت اسلامى، (مبانى و روش‏ها)، ص 4. 
49- در منگهم Dermnghem ، دانشمند فرانسوى، به نقل از بانك تكبیر (بعثت‏بنوى)، ص 283. 
50- مفردات راغب، واژه «زكا» . 
51- سوره شمس، آیه 8. 
52- سوره اعلى، آیه 14. 
53- سوره شعراء، آیه 18. 
54- بحارالانوار، ج 70، ص 372.




طبقه بندی: پیامبرشناسی، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ پنجشنبه 1392/03/16 ] [ 22:46 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه