تبلیغات
صراطُ الأقوَم - دانش دینی خلفا!

صراطُ الأقوَم

...هرچه دارم همه از عترت و قرآن دارم

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض»“همانا من در میان شما پس از خود، دو بار سنگین را به امانت می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که در حوض کوثر بر من وارد شوند”./مستدرک الوسائل ج11ص372 صراطُ الأقوَم .

دین اسلام در مورد ارث دارای مجموعهی کاملی از قوانین است. بر اساس این قوانین، میزان ارث بردن هر یک از اقوام شخص متوفی،کاملا روشن است. بعضی از بستگان میّت به دلایل مشخصی، از ارث بردن محروم می شوند، مثل فرزندی که از اسلام خارج شود و به اصطلاح کافر گردد. ولی در هیچ جای قرآن مجید و سنت نبوی (صلی الله علیه وآله وسلم) نقشی برای قومیت و نژاد در ارث بردن فرد، لحاظ نشده است.

با این وجود، براساس نقل منابع اهل سنت، “عمر بن خطاب” نگاه دیگری داشته است. امام مالک ( رئیس مذهب مالکی ) چنین روایت می کند:
“عمر بن خطاب“ از این که افراد عجم ارث ببرند، منع کرد؛ مگر فرزند عجمی که در سرزمین عرب به دنیا بیاید.
براساس این دستورالعمل “عمر“، امام مالک چنین فتوا می دهد:

اگر زن حامله ای از سرزمین دشمن بیاید و در کشور عرب وضع حمل کند، بچه ای که دنیا آمده، فرزند او بوده و اگر آن زن بمیرد، از او ارث می برد؛ اگر آن فرزند بمیرد، آن زن وارث اش می باشد و به همان مقدار که در قرآن ذکر شده، ارث خواهد برد. (1)
تعالیم دین آسمانی اسلام بر نفی قومیت و نژاد، و برابری تمام انسان هاست. به عنوان نمونه در قرآن مجید می خوانیم:
▪ مومنان برادر یکدیگرند. (2)
▪ ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ گرامی ترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست. (3)
همچنین براساس نقل منابع اهل سنت، پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) فرموده اند:
▪ ای مردم! آگاه باشید که پروردگارتان یکی است، پدرتان نیز یکی است، آگاه باشید که هیچ برتری برای عرب نسبت به عجم نیست، و برای عجم نسبت به عرب نیز برتری نیست، نه سرخ روی بر سیاه پوست برتری دارد و نه سیاه پوست بر سرخ روی فضیلتی، مگر با پرهیزکاری. (4)
حال سوال این است که خلیفه ی دوم با استناد به کدام منبع، چنین حکمی صادر کرده است؟ حاکم که باید در جامعه روح برابری را بدمد، چرا بر طبل تفرقه می کوبد و از این رهگذر موجب پدیدار شدن طبقه ای فرودست و ایجاد عقده می گردد؟ اصلاح نگرش های افراطی و حاکم کردن روح اعتدال، برعهده ی کیست؟ احترام گذاردن به نژادهای مختلف و مبنا قرار دادن معیارهای واقعی، این گونه است؟ « خلیفه ی عادل » که فراوان در مورد “عمر” به کار می رود، باید چنین عملکردی داشته باشد؟ وقتی رفتار حکومت به عنوان مهم ترین عامل فرهنگ ساز، این گونه باشد، چه انتظاری از دیگر طبقات باید داشت؟ امام مالک، به عنوان یکی از علمای بزرگ اهل سنت، چرا بدون استناد به کتاب و سنت، چنین فتوایی می دهد؟  اگر دیگر ادیان، به استناد این مطلب، دین اسلام را به وجود تبعیض نژادی متهم کنند، چه پاسخی دارید؟ ترویج تعالیم کتاب و سنت این گونه است؟!
—————————————————————————————- 
پی نوشت ها:
1- کتاب الموطاء، امام مالک، جلد2، صفحه52، ناشر: داراحیاءالتراث العربی، بیروت، لبنان
2- سوره حجرات، آیه 10
3- سوره حجرات، آیه 13
4- گوشه ای از منابع اهل سنت:
الف- نیل الاوطار، شوکانی، جلد5، صفحه164، ناشر: دارالجیل، بیروت، لبنان
ب- مجمع الزوائد، هیثمی، جلد3، صفحه266، ناشر: دارالکتب العلمیة، بیروت، لبنان
ج- مسند احمد، امام احمد بن حنبل، جلد5، صفحه411، ناشر: دارصادر، بیروت، لبنان
د- فتح الباری، ابن حجر، جلد6، صفحه382، ناشر: دارالمعرفة، بیروت، لبنان



طبقه بندی: پیامبرشناسی، امام شناسی، امام علی (علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ سه شنبه 1391/11/24 ] [ 23:15 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه