تبلیغات
صراطُ الأقوَم - یکون اثناعشر امیراً

صراطُ الأقوَم

...هرچه دارم همه از عترت و قرآن دارم

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض»“همانا من در میان شما پس از خود، دو بار سنگین را به امانت می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که در حوض کوثر بر من وارد شوند”./مستدرک الوسائل ج11ص372 صراطُ الأقوَم .

ازجمله احادیث متواتر و صحیح نزد فریقین شیعه و سنی، روایات دوازده خلیفه است.در این روایات پیامبراکرم«صلی الله علیه وآله» خلفا و امامان بعد از خود را دوازده نفر معیّن فرموده اند.
این روایات به جهت وجود شان در اصحّ کتب فریقین و نیز تصریح به صحّت آن‏ها از سوی علمای هر دو مذهب قابل توجه خاص هستند. 
از جمله مطالبی که به طور وضوح در این احادیث مشهود است ضرورت وجود خلیفه در هر عصری است که ما تعدادی از این روایات را بیان می کنیم:
روایات از طرق عامه 
1 - بخاری به سند خود از جابر بن سمره نقل کرده که پیامبر«صلی الله علیه وآله»فرمود: «یکون اثناعشر امیراً. فقال کلمة لم اسمعها فقال ابی: انّه قال: کلّهم من قریش»؛ «دوازده امیر خواهد بود. آن‏گاه سخنی‏گفت که من آن‏را نشنیدم. پدرم گفت: پیامبرفرمود: همه‏آنان‏ازقریشند».[1]
2 - مسلم به سندش از جابر بن سمره نقل کرده که گفت: با پدرم بر پیامبر«صلی الله علیه وآله»وارد شدیم، شنیدیم که می‏گوید: «انّ هذا الامر لا ینقضی حتی یمضی فیهم اثناعشر خلیفة: قال: ثم تکلم بکلام خفی علیّ قال: فقلت لأبی ما قال؟ قال: کلّهم من قریش»؛ «این امر منقضی نمی‏شود تا آن‏که دوازده خلیفه در میان آنان بگذرد. آن‏گاه تکلّم به کلامی نمود که بر من مخفی گشت، از پدرم سؤال کردم: رسول خدا چه گفت: پدرم در جواب گفت: همه آن‏ها از قریشند».[2]

3 - و نیز مسلم از جابر نقل کرده که از رسول خدا«صلی الله علیه وآله» شنیدم که می‏فرمود: «لایزال امر الناس ماضیاً ما ولیهم اثناعشر رجلاً، ثمّ تکلم النبی‏صلی الله علیه وآله بکلمة خفیت علیّ فسألت ابی ماذا قال رسول اللَّه؟ فقال: کلّهم من قریش»؛ «دائماً امر مردم گذرا است تا آن‏که دوازده مرد متولّی آنان گردند. آن‏گاه تکلم به کلمه‏ای کرد که بر من مخفی شد. از پدرم سؤال کردم که رسول خدا«صلی الله علیه وآله»چه فرمود: گفت: همه آن‏ها از قریشند».[3]
4 - و نیز از جابر نقل می‏کند که از رسول خدا«صلی الله علیه وآله»شنیدم که فرمود: «لا یزال الاسلام عزیزاً إلی اثنی‏عشر خلیفة. ثم قال کلمة لم افهمها فقلت لأبی ما قال؟ فقال: کلّهم من قریش»؛ «همیشه اسلام عزیز است تا دوازده خلیفه بر آن‏ها حاکم شود. آن‏گاه کلمه‏ای گفت که من آن را نفهمیدم، به پدرم گفتم: چه فرمود؟ گفت: همه آن‏ها از قریشند».[4]
5 - و نیز از جابر نقل کرده که فرمود: من با پدرم خدمت رسول خدا«صلی الله علیه وآله»رسیدیم، شنیدم که می‏فرماید: «لا یزال هذا الدین عزیزاً منیعاً إلی اثنی‏عشر خلیفة. فقال کلمة صمّنیها الناس فقلت لأبی ما قال؟ قال: کلّهم من قریش»؛ «همیشه این دین نفوذ ناپذیر و پابرجاست تا دوازده خلیفه بیاید. آن‏گاه سخنی گفت که مردم را با سر و صدا از گوش دادن به آن بازداشتند، به پدرم عرض کردم: حضرت چه فرمود؟ گفت: همه آنان از قریشند».[5]
6 - سعد بن ابی وقّاص می‏گوید: به جابر بن سمره نوشتم که خبر ده مرا به چیزی که از رسول خدا شنیده‏ای. برایم نوشت: در روز جمعه، شبی که اسلمی رجم شد، از رسول خدا شنیدم که فرمود: «لا یزال الدین قائماً حتی تقوم الساعة او یکون علیکم اثناعشر خلیفة کلّهم من قریش»؛ «همیشه دین قائم است تا قیام قیامت تا این‏که دوازده خلیفه بر شما حکومت کنند که همه آنان از قریشند».[6]
7 - طبرانی از جابر نقل کرده که گفت: با پدرم نزد پیامبر بودم که فرمود: «یکون لهذه الأمة اثناعشر قیّماً، لایضرّهم من خذلهم. ثمّ همس رسول اللَّه بکلمة لم اسمعها فقلت لأبی: ما الکلمة الّتی همس بها النبیّ‏صلی الله علیه وآله؟ قال: کلّهم من قریش»؛ «برای این امّت دوازده قیّم است، خذلان مردم به آن‏ها ضرر نمی‏رساند. آن‏گاه آهسته سخنی گفت که من آن را نشنیدم. به پدرم گفتم: این سخنی که پیامبر آهسته فرمود چه بود؟ گفت: همه آنان از قریشند».[7]
8 - و نیز جابر نقل می‏کند که پیامبر فرمود: «لا یزال هذا الأمر ظاهراً علی من ناواه لا یضرّه مخالف ولا مفارق حتی یمضی من امّتی اثناعشر خلیفة من قریش»؛ «همیشه این دین نفوذناپذیر و پابرجا و غلبه کننده بر مخالفین خود است تا آن‏که دوازده حاکم مالک آن گردند. آن‏گاه مردم شلوغ کرده، سخن گفتند، لذا من نفهمیدم که بعد از «کلّهم» چه فرمود، از پدرم سؤال کردم، گفت: همه آنان از قریشند».[8]
9 - احمد بن حنبل نیز از جابر بن سمره نقل کرده که رسول خدا«صلی الله علیه وآله» در خطبه‏ای که برای ما ایراد کرد، فرمود: «لا یزال هذا الأمر عزیزاً منیعاً ظاهراً علی من ناواه حتی یملک اثناعشر کلّهم. قال: فلم افهم ما بعد قال. فقلت لأبی ما قال؟ قال: کلّهم من قریش»؛ «این دین دائماً نفوذناپذیر است تا دوازده خلیفه بیاید. آن‏گاه سخنی فرمود که من نفهمیدم و مردم با صدای بلند ضجّه زدند. به پدرم گفتم: حضرت چه فرمود؟ گفت: فرمود: «کُلّهم من قریش».[9]
10 - در حدیثی دیگر جابر می‏گوید: بعد از سخن پیامبر مردم ضجّه زدند«إِنَّ هَذَا الدِّینَ لَا یَزَالُ عَزِیزًا إِلَى اثْنَیْ عَشَرَ خَلِیفَةً قَالَ ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ لَمْ أَفْهَمْهَا وَضَجَّ النَّاسُ فَقُلْتُ لِأَبِی مَا قَالَ قَالَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ».[10] 
11 - و نیز از جابر نقل کرده که رسول خدا«صلی الله علیه وآله» برای ما در عرفات و بنابر نقلی دیگر در منا خطبه‏ای خواند، و فرمود: «لن یزال هذا الامر عزیزاً ظاهراً حتی یملک اثناعشر، کلّهم. ثم لغط القوم وتکلّموا فلم افهم قوله بعد (کلّهم). فقلت لأبی: یا ابتاه! ما بعد کلّهم؟ قال کلّهم من قریش»؛ «همیشه این امر نفوذ ناپذیر و غالب است تا آن‏که دوازده نفر حاکم شوند، همه آن‏ها در این هنگام سر و صدا کرده و هیاهو نمودند، لذا نفهمیدم که بعد از «کلّهم» چه فرمود: از پدرم پرسیدم که پیامبر چه فرمود؟ گفت: «کلّهم من قریش».[11]
12 - و نیز از پیامبر نقل کرده که فرمود: «لا یزال هذا الدین عزیزاً منیعاً... إلی اثنی‏عشر خلیفة. قال: فجعل الناس یقومون ویقعدون»؛ «این دین نفوذناپذیر و پابرجا است... تا دوازده خلیفه بیایند، آن‏گاه مردم شروع کردند به بلند شدن و نشستن».[12]
در منابع فریقین تصریح شده است كه آخرین خلیفه ازاین خلفا، امام مهدی«علیه السلام» است،امامی که از اهل بیت پیامبر«صلی الله علیه وآله»[13] واز فرزندان حضرت فاطمة و امام حسین«علیهم السلام» است.همان امامی که ذخیرۀ خداوند برای آخر الزمان است و قیامت برپانمی شود مگر او ظهور نماید:«لا تقوم الساعة حتی یملک رجل من اهل بیتی یواطیء اسمه اسمی یملاء الارض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا»[14].
محدث شیخ احمد سهارانپوری در کتاب«بذل المجهود فی حل ابی داود»ج17،ص188،می گوید:«وآخرهم الامام المهدی«رضی الله عنه»و عندی هذا هو الحق»؛«به نظر من قول حق همین است که امام مهدی«علیه السلام» دوازدهمین خلیفۀ پیامبراسلام صلی الله علیه وآله است».
حدیث دوازده خلیفه در منابع شیعی:
در منابع شیعی ده ها روایت در رابطه با خلفای اثنی عشر با تعیین مصادیق آن آمده که ما به ذکر چند روایت اکتفا می كنیم:
1- شیخ صدوق روایت می کند: حدّثنا جعفر بن محمد بن مسرور، قال: حدّثنا الحسین بن محمد بن عامر، عن المعلى بن محمد البصری، عن جعفر بن سلیمان، عن عبد اللّه بن الحكم، عن أبیه، عن سعید بن جبیر، عن عبد اللّه بن عباس قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله: «إن خلفائی و أوصیائی، و حجج اللّه على الخلق بعدی اثنا عشر: أولهم أخی و آخرهم ولدی. قیل: یا رسول اللّه و من أخوك؟ قال: علی بن أبی طالب قیل: فمن ولدك؟ قال المهدی الذی یملأها قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما، و الذی بعثنی بالحق نبیا لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد لطول اللّه ذلك الیوم حتى یخرج فیه ولدی المهدی، فینزل روح اللّه عیسى ابن مریم فیصلّی خلفه، و تشرق الأرض‏بنوره، و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب»؛«ابن عبّاس می گوید: رَسُول‏خدا «صلى الله علیه و آله»فرمودند: حقّاً كه جانشینان من بعد از من و اوصیاى من دوازده نفرند، اول آنها برادر من است و آخرین آنها فرزند من است. سؤال كردند: یا رَسُول الله برادر شما كیست؟ فرمود: علىّ بن أبى طالب. گفته شد: پس فرزند شما كیست؟ فرمود: مهدى، همان كسى كه زمین را از عدل و داد پر كند همچنان كه از جور و ستم پر شده باشد. سوگند به آن خدائى كه مرا به حقّ بشیر و نذیر قرار داده است اگر از عمر دنیا نماند مگر یك روز خداوند آن روز را آنقدر طولانى خواهد نمود تا آنكه فرزند من مهدى خروج كند و روح الله عیسى ابن مریم از آسمان پائین آید و در پشت سر او نماز گزارد، و زمین به نور پروردگار خود درخشان و نورانى گردد، و سیطره مهدى شرق و غرب عالم را فرا گیرد».[15]
2- امام علی‏«علیه السلام» در حدیثی طولانی چنین فرمودند:
«...فانّ لهذه الأمة اثناعشر اماماً هادین مهدیین، لایضرّهم خذلان من خذلهم»؛ «... همانا برای این امّت دوازده امام هدایت‏گر هدایت شده است کسی که در صدد خواری آن‏ها باشد به آنان ضرر نمی‏ رساند».[16] 
3- شیخ صدوق به سندش از رسول خدا«صلی الله علیه وآله» نقل کرده که فرمود: «انا سیّد النبیین وعلی بن ابی طالب سیّد الوصیین، وانّ اوصیائی بعدی اثنی عشر، اوّلهم علی بن ابی طالب‏ علیه السلام وآخرهم القائم‏ علیه السلام»؛ «من سید انبیا وعلی بن ابی طالب سید اوصیا است. و همانا اوصیای بعد از من دوازده نفرند: اوّل آن‏ها علی بن ابی طالب و آخر آن‏ها قائم است»[17]
4-عن أبی سعید رفعه عن أبی جعفر علیه السّلام قال: قال رسول اللّه«صلّى اللّه علیه و آله و سلّم»: «من ولدی اثنا عشر نقیبا، نجیبا، محدثون، مفهمون، آخرهم القائم بالحق، یملأها عدلا كما ملئت جورا».[18] 
مرحوم کلینی نیز در کافی روایت می کند:
5- و عن الحسین بن محمد عن معلى بن محمد عن الوشاء عن أبان عن زرارة قال: سمعت أبا جعفر«علیه السّلام»‏ یقول:«نحن‏ اثنا عشر إماما منهم حسن و حسین، ثم الأئمة من ولد الحسین علیه السّلام»؛«ما دوازده امام هستیم ، حسن و حسین«علیهم السلام» از جملۀ ائمه اند و امامان از نسل حسین علیه السلام اند».[19] 
6- حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل رضی الله عنه قال : حدثنا محمد بن یحیى العطار ، عن أحمد بن محمد بن عیسى قال : حدثنا الحسن بن العباس بن الحریش الرازی ، عن أبی جعفر محمد بن علی الثانی علیهما السلام أن أمیر المؤمنین علیه السلام قال : لابن عباس : «إن لیلة القدر فی كل سنة وأنه ینزل فی تلك اللیلة أمر السنة ، ولذلك الامر ولاة بعد رسول الله صلى الله علیه وآله فقال ابن عباس : من هم ؟ قال : أنا وأحد عشر من صلبی أئمة محدثون»؛ امام علی«علیه السلام» به ابن عباس فرمودند:«به حقیقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل می شود و به راستی برای آن امر صاحبان امری است بعد از رسول خدا«صلی الله علیه وآله»ابن عباس عرض کرد:آنان چه کسانی هستند؟ فرمود:من و یازده [امام] از نسل من که [همه] امامانی محدث می باشند [که ملائکه را نمی بینند ولی صدای آنها را می شنوند].[20] 
7- امام سجاد«علیه السلام» می‏فرماید: «انّ اللَّه خلق محمداً وعلیاً واحد عشر من ولده من نور عظمته، فاقامهم اشباحاً فی ضیاء نوره یعبدونه قبل خلق الخلق، یسبحون اللَّه ویقدّسونه وهم الائمة من ولد رسول اللَّه‏صلی الله علیه وآله»؛ «همانا خداوند محمّد و علی و یازده نفر از اولاد او را از نور عظمت خود خلق نمود. آنان را در شبه‏هایی در پرتو نور خود قرار داد که خدا را قبل از خلقت خلق، عبادت می‏کردند. او را تسبیح گفته و تقدیس می‏نمودند، و آنان‏اند امامان از اولاد رسول خداصلی الله علیه وآله».[21] 
8- جابر بن عبداللَّه انصاری می‏گوید: «دخلت علی فاطمةعلیها السلام وبین یدیها لوح فیه اسماء الاوصیاء من ولدها، فعددت اثنی عشر احدهم القائم، ثلاثة منهم محمّد واربعة منهم علیّ علیهم السلام»؛ «بر حضرت فاطمه‏علیها السلام وارد شدم در حالی که مقابل او لوحی با اسمای اوصیای از فرزندانش مکتوب قرار داشت، آن‏ها را شمردم دوازده نفر بودند، یکی از آن‏ها قائم‏علیه السلام بود، و سه نفر محمّد و چهار نفر علی»[22]
________________________________________
[1] . صحیح بخاری، ج 8، ص 127، کتب الأحکام، باب الاستخلاف، ح 7223.
[2] . صحیح مسلم، ج 6، ص 3؛ شرح صحیح مسلم، ج 12، ص 201.
[3] . همان. باب الناس تبع لقریش والخلافة فی قریش.
[4] . صحیح مسلم، ج 6، ص 3.باب الناس تبع لقریش والخلافة فی قریش.
[5] . صحیح مسلم، ج 6، ص 4.باب الاستخلاف و ترکه،
[6] . پیشین.
[7] . المعجم الکبیر، ج 2، ص 196، ح 1794.
[8] . همان، ح 1796.
[9] . مسند احمد، ج 5، ص93، ح20879.
[10] . پیشین.ص93،ح20878.
[11] . مسند احمد، ج 5، ص 99،ح20937.
[12] . همان.
[13] .عن النبی«ص»قال:«یلی رجل من اهل بیتی،یواطیء اسمه اسمی»سنن ترمذی،ج3ص342،ح2332.المکتبة السلفیة بالمدینة المنورة.
[14] .المعجم الکبیر،الطبرانی،ج10،ص133،ح10214.
[15] . كمال الدین: 1/ 280.
[16] . کمال الدین..،صدوق،ص298.
[17] . عیون اخبار الرضا،شیخ صدوق،ج2ص66.به همین مضمون،کمال الدین،صدوق،ص66.
[18] . همان ،ص534.
[19] . الكافی: 1/ 533 ،ح 16.
[20] . الكافی، ج1،ص247،ح2.
[21] .الکافی،ج1،ص531،ح6.
[22] .الكافی،ج1،ص532،ح9؛خصال شیخ صدوق،ص478،ح42،من لا یحضره الفقیه،شیخ صدوق،ج4،ص180،ح5408.




طبقه بندی: پیامبرشناسی، امام شناسی، قرآن و احادیث، براهین شیعه،

[ سه شنبه 1391/10/26 ] [ 19:50 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه