تبلیغات
صراطُ الأقوَم

صراطُ الأقوَم

...هرچه دارم همه از عترت و قرآن دارم

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض»“همانا من در میان شما پس از خود، دو بار سنگین را به امانت می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که در حوض کوثر بر من وارد شوند”./مستدرک الوسائل ج11ص372 صراطُ الأقوَم .

اساس وزیر بنای تمام حرکات مادی ومعنوی هر انسانی اصول عقاید اوست که اگر سالم و بی عیب باشد اعمال و حرکات،افکار وبینش های مختلف اوصحیح وشایسته خواهد بود.

بنابراین کیفیت وکمیت توجه هر انسانی به فروع دین بستگی به میزان اعتقاد وی به اصول دین دارد.از طرف دیگر در میان اصول اعتقادی مسأله خداشناسی از اهمیت وشرف خاصی برخوردار است،زیرا اساس وریشه همه مسائل عقیدتی وهسته مرکزی تمام افکار و جهان بینی انسان موحد،خداشناسی اوست.

قال الصادق علیه السّلام:لو یعلم الناس ما فی فضل معرفة الله ما مدّوا اعینهم الی ما متّع به الاعداء من زهرة الحیاة ونعیمها و کانت دنیاهم اقل عندهم مما یطئونه بارجلهم

«اگر مردم میدانستند که شناخت خدا چقدر با ارزش است به شکوفه های رنگین دنیا،که بیشتر دشمنان از ان بهره دارند چشم نمی دوختند و دنیا نزد انها بی ارزش تر از خاک بود.»






طبقه بندی: خداشناسی، پیامبرشناسی، امام شناسی، امام علی (علیه السلام)، حضرت زهرا(سلام الله علیها)، امام حسن(علیه السلام)، امام حسین(علیه السلام)، امام سجاد(علیه السلام)، امام باقر(علیه السلام)، امام صادق(علیه السلام)، امام کاظم(علیه السلام)، امام رضا(علیه السلام)، امام جواد(علیه السلام)، امام هادی(علیه السلام)، امام عسکری(علیه السلام)، مهدویت، براهین شیعه، قرآن و احادیث، اخلاق، شهدا و رهبری، اشعار،

[ چهارشنبه 1391/05/11 ] [ 09:19 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم : 
یَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَیْنٍ بَاكِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا عَیْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَیْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِیمِ الْجَنَّة .
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏44، ص: 293 .
اى فاطمه! هر چشمى فرداى قیامت گریان است غیر از چشمى كه در مصیبت حسین گریه كند ؛ صاحب آن چشم خندان است و مژده نعمت‏هاى بهشت به وى داده خواهد شد .
عزادارى وگریه از سنّتهاى آفرینش :
یكى از سنن الهى در انسان كه جنبه  فطرى و ذاتى هم دارد عكس العمل هاى روحى وروانى او در هنگام مواجهه وبرخورد با پیش آمدهاى شادى آور ویا اندوهگین است . كه هنگام شنیدن خبر ویا روبرو شدن با پدیده اى غیر منتظره احساسات درونى تحریك و عكس العمل متناسب از او دیده مى شود.
این حالت در برابر حوادث تلخ به مصائب ورنجها تعبیر مى شود و انسان عكس العمل خود را با اشك وگریه وافسوس ابراز مى دارد .
همان گونه كه در برابر حوادث و صحنه هاى خوش وخبرهاى خوشحال كننده ، حالت درونى خود را باشادى وخوشى اظهار مى كند .
مادرى كه فرزند ویا یكى از عزیزانش را از دست داده وقطرات اشكش حكایت از رنج درونى وروحى او دارد ، ودر مرگ عزیزش بى تابى مى كند نمونه اى روشن از احساسات فطرى مادرانه است كه نه تنها مذمّت وسرزنش نمى شود ؛ بلكه تحسین برانگیز و غرورآفرین نیز مى باشد .
بنابراین ، نوحه سرائى و عزادارى و مرثیه خوانى خواستگاه اصلى آن فطرت و نهاد انسان ها است ، ونفى آن به معناى نفى فطریّات خواهد بود .
هریک از معصومین علیهم السلام ویژگی های خاصی داشته اند که دیگران از آن بی بهره بوده اند . حضرت سید الشهداء علیه السلام نیز دارای ویژگی های است که در میان معصومان کسی به آن متصف نیست ؛ از جمله این که تمامی پیامبران و اوصیاء بر مصائب آن حضرت اشک ریخته اند ؛ هم قبل از تولد و هم بعد از آن ، و این اشک ها را مایه مباهات و فخر خود دانسته اند .
ما در این جا به چند مورد از گریه های پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اشاره می کنیم . روایت در این باب ، بیش از آن است که بتوان همه آن ها را در این مختصر جمع کرد ، ما از باب مشت نمونه خروار چند روایت از طریق شیعه و چند روایت دیگر از کتاب های معتبر اهل سنت نقل می کنیم .

ادامه مطلب



طبقه بندی: امام شناسی، امام حسین(علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث، اخلاق،

[ چهارشنبه 1391/09/29 ] [ 00:02 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


11- ذكر با تربت امام حسین علیه السلام
از امام رضا علیه السلام روایت شده كه هر كس با تربت امام حسین علیه السلام بگوید: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر با هر ذكر، خداوند شش هزار درجه بالا برده و شش هزار شفاعت براى او مى نویسد.
و از امام صادق علیه السلام نقل شده: هر كس سنگ هایى را كه از تربت امام حسین علیه السلام درست مى كنند (یعنى تسبیح پخته) بگرداند، به تعداد هر استغفر الله ربى و اتوب الیه هفتاد استغفارى براى او ثبت مى شود و اگر تسبیح در دستش باشد و ذكر نگوید به عدد هر دانه هفت مرتبه استغفار براى او نوشته مى شود.
در روایت دیگر فرمودند: كسى كه با تسبیح تربت یك مرتبه ((سبحان الله)) بگوید چهارصد حسنه براى او نوشته مى شود، چهارصد گناهش ‍ برطرف، چهارصد درجه اش بالا، چهارصد حاجتش برآورده مى گردد(14)
12: نماز فرشتگان در كنار قبر امام حسین علیه السلام
امام صادق علیه السلام در ضمن حدیثى فرمودند: سوگند به آنكه جانم به دست اوست، چهار هزار فرشته كنار قبر امام حسین علیه السلام تا روز قیامت خاك عزا بر سر مى ریزند و بر آن بزرگوار گریه مى كنند.
در روایت دیگر است كه خداوند هفتاد هزار فرشته را بر قبر امام حسین علیه السلام باز داشته كه سوگوارى كرده و نماز مى گزارند و براى زائران آن حضرت (كه عارف به حق آن حضرت باشند) دعا مى كنند و به رئیس آنها منصور گفته مى شود، هیچ زائرى به زیارت امام حسین نمى رود مگر اینكه او را مشایعت مى نمایند، بیمار نمى شود مگر اینكه به عیادت او مى روند، نمى میرد مگر اینكه بر جنازه اش نماز مى گزارند و بعد از فوتش براى او استغفار مى كنند.(15)


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام شناسی، امام حسین(علیه السلام)، قرآن و احادیث، اخلاق،

[ شنبه 1391/09/25 ] [ 22:36 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


1- تسبیح با تربت امام حسین علیه السلام
تسبیح حضرت فاطمه الزهراء (علیها السلام) هدیه اى از طرف پدر بزرگوارش بود كه مستحب است بعد از نماز یا در وقت خواب خوانده شود.
دختر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) كنار قبر عموى بزرگوارش ‍ جناب حمزة بن عبد المطلب و از تربت شهید براى خود تسبیح درست كرد؛ اینها معنى دارد!
یعنى چه؟ خاك شهید محترم است قبر شهید محترم است، من براى عبادت خدا كه مى خواهم اذكار خود را بشماریم نیازمند به سبحه ام (تسبیح)، چه فرقى مى كند دانه هاى تسبیح از سنگ باشد یا چوب یا خاك، و از هر خاكى آدم بردارد، برداشته است ولى من این را از خاك تربت شهید برمى دارم و این نوعى احترام به شهید و شهادت است، نوعى به رسمیت شناختن قداست شهادت است، تا آنكه بعد از شهادت وجود مقدس امام حسین (علیه السلام)، خود به خود لقب سید الشهدا از جناب حمزه گرفته شد و به نوه برادر بزرگوارش حضرت حسین بن على (علیهما السلام) داده شده و بعد از آن دیگر اگر كسى بخواهد به خاك شهید تبرك بجوید از خاك حضرت حسین بن على (علیهما السلام) تهیه مى كند.
2- تسبیح از مرقد امام حسین علیه السلام
امام كاظم علیه السلام مى فرماید:
لا تستغنى شیعتنا عن اربع خمرة یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواك یستاك به وسبحة من طین قبر ابى عبدالله علیه السلام؛
پیروان ما از چهار چیز بى نیاز نیستند:
1- سجاده اى كه بر روى آن نماز خوانده مى شود.
2- انگشترى كه در انگشت باشد.
3- مسواكى كه با آن دندان ها را مسواك كنند.
4- تسبیحى از خاك مرقد امام حسین.(1)


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام شناسی، امام حسین(علیه السلام)، قرآن و احادیث، اخلاق،

[ شنبه 1391/09/25 ] [ 22:21 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


از حضرت امام صادق(صلی الله علیه واله) نقل شده است که: عباد بصری، حضرت سجاد(صلی الله علیه واله) را در راه مکه دید و به او گفت: ای علی‌بن الحسین(علیهماالسلام)، جهاد و سختی آن را رها کرده‌ای و بر حج و راحتی آن روی آورده‌ای؟ در حالی که خدای تعالی می‌فرماید: « إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» (توبه،9/111) خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده که آن‌ها در راه خدا جهاد کنند که دشمنان دین را به قتل برسانند و یا خود کشته شود، این وعده قطعی خداوند و عهدی است که در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده و از خدا باوفاتر به عهد کیست؟ ای اهل ایمان شما به خود در این معامله بشارت بدهید که این معاهده با خدا به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگی است.
حضرت سجاد(صلوات الله علیه) در جواب عباد بصری فرمود: آیه را تمام کن و او خواند:« التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الآمرون بالمعروف والناهون عن المنکر والحافظون لحدود الله وبشر المؤمنین (توبه، 9/112)؛ بدانید که پشیمانان از گناه، خداپرستان، حمد و شکر نعمت‌گذاران،روزه‌داران، نماز را با خضوع گذاران، امر به معروف و نهی از منکرکنندگان و نگهبانان حدود الهی و مومنان را بشارت ده. 
حضرت فرمودند: «إذا رأینا هؤلاء الّذین هذه صفتهم فالجهاد معهم أفضل من الحج؛ هنگامی که افرادی را دیدیم با این ویژگی‌ها جهاد با ایشان از حج برتر است؟»
الکافی : ج 5 ص 22




طبقه بندی: امام شناسی، امام سجاد(علیه السلام)، قرآن و احادیث، اخلاق،

[ یکشنبه 1391/09/19 ] [ 15:06 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


      

 روزی که شاه شهیدان ز زین فتاد                                                          
 آری که پایه های سماء بر زمین فتاد
روزی که زاده زهرا به خون نشست                                                         
از خاتم رسول مکرم نگین فتاد




طبقه بندی: امام حسین(علیه السلام)، اشعار،

[ سه شنبه 1391/09/7 ] [ 16:06 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


برپا نگه داشتن نهضت حسینی
گریه كردن بر عزای امام حسین(علیه السلام) زنده نگه داشتن نهضت، زنده نگه داشتن همین معنا كه یك جمعیت كمی در مقابل یك امپراطوری بزرگ ایستاد، دستور است.

اشك باارزش
اگر اشكی كه ما برای او می ریزیم، درمسیر هماهنگی روح ما باشد، پرواز كوچكی است كه روح ما با روح حسینی می كند. اگر ذره ای از همت او، ذره ای از غیرت او، ذره‌ای از حریت او، ذره ای از ایمان او، ذره ای از تقوای او، ذره ای از توحید او در ما بتابد و چنین اشكی از چشم ما جاری شود، آن اشك بی نهایت قیمت دارد. اگر گفتند: به اندازه بال مگس هم باشد یك دنیا ارزش دارد، باور كنید!! اما نه فقط اشكی كه برای كشته شدن حضرت حسین(علیه السلام) باشد، بلكه اشكی برای عظمت امام حسین(علیه السلام) باشد، برای شخصیت امام حسین(علیه السلام) باشد.اشكی كه نشانه ای از هماهنگی با مولاحسین بن علی(علیهماالسلام) و پیروی كردن از او باشد، بله، یك بال مگسش هم یك دنیا ارزش دارد[1].


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام شناسی، امام حسین(علیه السلام)، قرآن و احادیث، اخلاق،

[ چهارشنبه 1391/08/24 ] [ 16:06 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


یکی از مهم ترین اسباب بقا و رشد تشیع، عاشورا و حماسه ی قیام حضرت سیدالشهدا امام حسین (علیه السلام) است. وجود عوامل عقلانی و احساسی در این حادثه، هم باعث استواری شیعیان بر مذهب شان است و هم موجب گرایش پیروان دیگر مذاهب و ادیان به تشیع.


از سوی دیگر، واقعه ی عاشورا، پرده از ماهیت افرادی برمی دارد که در لباس دین و به نام خلافت خاتم المرسلین (صلوات الله علیه وآله)، سودای قدرت را در سرمی پروراندند. کسانی که با تکیه بر ابزارهای گوناگون، تا جایی که توانستند، اسلام را دچار انحراف نمودند و تعالیم آن را مطابق تمایلات خود، تغییر دادند.
هرقدر عظمت و تاثیرگذاری حادثه ی عاشورا، جلوه ی بیشتری می یابد، تلاش افزون تری در مخالفت با آن نمودار می گردد. این تلاش ها در قالب مطالبی مانند خرافه خواندن عزاداری و اعتقاد شیعیان درمورد حضرت سیدالشهدا (علیه السلام)، شیعیان را عامل شهادت ایشان دانستن، تبرئه ی خلیفه ی وقت یزید بن معاویه، معرفی انگیزه های غیر الهی در نهضت عاشورا و… .


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام شناسی، امام حسین(علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ چهارشنبه 1391/08/24 ] [ 15:54 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


اهل سنت حتماً ابوبکر را فردی عاقل می دانند، عمر، عایشه و عبدالله بن عمر را نیز حتماً جزو عقلا می دانند. آیا می دانند که ابوبکر بعد از خود عمر را به عنوان خلیفه معرفی کرد؟ آیا می دانند که عمر شورای شش نفره برای تعیین خلیفه انتخاب کرد؟ البته اگر مسلمانان و صحابه پیامبر(صلی الله علیه و آله) عثمان را نمی کشتند او نیز حتما برای بعد از خود جانشینی انتخاب می کرد چنانچه معاویه یزید را انتخاب کرد و صلح نامه خود را با این کار نقض کرد.

در منابع اهل سنت آمده است که وقتی ابوبکر در حال احتضار بود به کاتب گفت بنویس: این عهدی است که ابوبکر در آخرین لحظات عمر خود می کند-سپس از هوش رفت و کاتب نوشت: عمر بن خطاب- وقتی ابوبکر به هوش آمد گفت: آنچه را نوشته ای بخوان. او هم خواند و اسم عمر را ذکر کرد. سپس ابوبکر او را تأیید کرد و در ادامه این عهد نامه مطالبی در شایستگی های عمر اضافه کرد.(1)

همچنین آمده است که عمر نیز در لحظات آخر عمرش به او پیشنهاد شد که پسرش عبدالله را به عنوان خلیفه معرفی کند اما عمر نپذیرفت و گفت: وای بر تو! آیا فردی را انتخاب کنم که هنوز بلد نیست که چگونه همسرش را طلاق دهد! سپس گفت: من شش نفر را انتخاب می کنم تا از بین خودشان یک نفر را به عنوان خلیفه انتخاب کنند و هر که مخالفت کرد گردنش را بزنید و برای این منظور دستور داد پنجاه نفر از انصار مسلح و با شمشیر کشیده بیرون منتطر بمانند و صهیب تا سه روز نماز را با مردم بخواند و چنانچه اختلافی میان آنان شد و نتوانستند یک نفر را انتخاب کنند گردنشان را بزنند، سپس اشاره به حضرت علی علیه السلام کرد و به اطرافیانش گفت: اگر او را انتخاب کنند آنها را به راه راست هدایت می کند. فرزندش از او پرسید: پس چرا او را خودت انتخاب نمی کنی؟ گفت: کراهت دارم که او را تحمل کنم چه زنده باشم یا مرده!(2)



ادامه مطلب



طبقه بندی: پیامبرشناسی، امام شناسی، امام علی (علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ جمعه 1391/08/19 ] [ 08:20 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


«فَمَن حاجَّکَ فیهِ مِن بَعدِ ما جاءَکَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدعُ اَبناءَنا وَ اَبناءَکُم وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُم وَ اَنفُسَنا وَ اَنفُسَکُم ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَةَ اللّهِ عَلی الکاذِبینَ؛ پس هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به مجادله برخیزند، به آنان بگو: بیایید ما و شما، فرزندان، زنان و نفوس خود را فرا خوانیم، آن‌گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ‌گویان قرار دهیم.» (سوره آل عمران، آیه 61)
این آیه شریفه که به آیه مباهله مشهور است در این شماره مورد استفاده و استناد قرار گرفته و معرفی می‌شود.


معنای مباهله
مباهله در کتاب‌های لغت به معنای نفرین کردن به یکدیگر است‌1؛ از دیر باز، هرگاه فردی می‌خواست حقانیت خود را به اثبات برساند و طرف مقابل خود را (دشمنش را) محکوم نماید، پیشنهاد مباهله می‌داد. آنگاه یک‌دیگر را نفرین می‌کردند، هر کدام که نفرینش اثر می‌کرد، قطعاً حقانیت خود را ثابت کرده بود.


ادامه مطلب



طبقه بندی: پیامبرشناسی، امام شناسی، امام علی (علیه السلام)، حضرت زهرا(سلام الله علیها)، امام حسن(علیه السلام)، امام حسین(علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ پنجشنبه 1391/08/18 ] [ 03:23 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


پاسخ تفصیلی از شبهه
با بررسی نقل‌هایی كه در رابطه با اعزام حضرت علی (علیه السلام) به یمن می‌باشد می‌توان دریافت كه ایشان بیش از یك بار به یمن اعزام شده‌اند؛ یك مرتبه به عنوان دعوت به اسلام و جهاد و مرتبه دیگر به عنوان جمع‌ آوری خراج و خمس و یك مرتبه نیز برای قضاوت اعزام شدند. حال می‌توان این اعزام اخیر را به صورت مستقل  حساب کرد و یا اینكه آن را در ضمن مرتبه دوم دانست.
اعزام بار اول: این اعزام بعد از فتح مكه و در سال هشتم هجرت اتفاق افتاد و برای این مدعا دلایلی ذكر خواهیم كرد. 
1.بخاری به سندش از براء نقل می كند كه گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ما را همراه خالد بن ولید به یمن فرستاد، سپس مولا علی (علیه السلام) را بعد از آن به جایش فرستاد و فرمود: به یاران خالد دستور بده هر كدام از آنها بخواهد با تو برگردد و  هر كه بخواهد خودش برگردد پس من جزو كسانی بودم كه با حضرت علی (علیه السلام) برگشتم پس مقدار زیادی غنیمت گرفتم(10).
در شرح این حدیث، ابن حجر عسقلانی و عینی از شارحان مهم صحیح بخاری می‌گویند: این قضیه بعد از بازگشت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از طائف و تقسیم غنائم در جعرانه بود (كان ذلك البعث بعد رجوعهم من الطائف و قسمه الغنائم بالجعرانه)(11) ومسلما بازگشت از طائف در سال هشتم هجرت بود.


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام شناسی، امام علی (علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ شنبه 1391/08/13 ] [ 21:37 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


ملاحظاتی گذرا
ملاحظه‌ای بر كلام بیهقی:
1. می‌گوید: اگر سند حدیث صحیح باشد(ان صح اسناده): بسیار جای تعجب است از اینكه حدیثی را كه صد و ده نفر از صحابه و سیصد و شصت عالم اهل سنت نقل كرده‌اند(7) وعده ای از آنان تصریح به تواتر آن دارند را می‌گوید: اگر اسنادش صحیح باشد. 
2. می‌گوید: مقصود پیامبر از بیان این حدیث این بود كه ... (ما دل علی مقصود النبی صلی الله علیه و آله و سلم من ذلك): جالب است كه ایشان از مقصود و ضمیر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اطلاع داشتند كه این خود نوعی علم غیب است كه اگر شیعه آن را قائل باشد آسمان را بر سرش خراب می‌كنند. نمی‌دانم كه ایشان از كدام لفظ در خطبه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) این مقصود را متوجه شده‌اند. ای كاش آن را ذكر می‌كرد.
3. خواهد آمد كه این علتی را كه ایشان ذكر می‌كند یعنی شكایت بعضی از سپاهیان از حضرت، سبب ایراد خطبه غدیر بوده مستند به هیچ دلیل و روایت تاریخی نیست و صرفاً یك تحلیل بدون شاهد تاریخی برای ایجاد شبهه در امامت حضرت علی (علیه السلام) می‌باشد.


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام شناسی، امام علی (علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ شنبه 1391/08/13 ] [ 21:35 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


خلاصه 
یكی از شبهاتی كه در زمینه حدیث غدیر مطرح می‌شود این است كه علت واقعه غدیر، شكایت عده‌ای از سپاه یمن از امیرالمؤمنین (علیه السلام) بوده است. در پاسخ به این شبهه مقاله‌ای به صورت مفصل و استدلالی تنظیم شده است و اكنون خلاصه و چكیده آن را از نظر شما می‌گذرانیم.
در ابتدا باید گفت كه مطرح كنندگان این شبهه جزو علمای طراز اول اهل سنت محسوب نمی‌شوند چرا كه خود دانسته‌اند كه اشكالات متعددی بر این فرضیه مترتب است كه راه فراری از آن نیست.
ثانیاً این شبهه از قدیم مطرح شده است و علمای تشیع به صورت مفصل به آن جواب داده‌اند من جمله علامه میر حامد حسین رضوان الله تعالی علیه در كتاب شریف عبقات الانوار.
منشأ این شبهه روایات مضطربی است كه اهل سنت در مورد اعزام امیرالمؤمنین (علیه السلام) به یمن ذكر كرده‌اند كه اگر آنها را منقح كرد می‌توان گفت كه حداقل امیرالمؤمنین (علیه السلام) دو مرتبه به یمن اعزام شده‌اند. بار اول به عنوان دعوت به اسلام و جهاد؛ بار دوم به عنوان جمع آوری خمس و خراج. البته ایشان به عنوان قضاوت نیز به یمن اعزام شده اند كه می‌توان آنرا به عنوان یك اعزام مستقل و یا همراه اعزام دوم مطرح کرد.
در پاسخ به شبهه باید گفت كه اولا: مطرح كنندگان شبهه هیچ دلیل و نقل تاریخی در مورد اینكه علت حدیث غدیر، شكایت بعضی از صحابه بوده است ندارند بلكه صرفاً مستند به حدس و گمان است.


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام شناسی، امام علی (علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ شنبه 1391/08/13 ] [ 14:26 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


 بسیارى از علماى اهل سنت تا حدودى انصاف به خرج داده و دلالت حدیث را بر امامت و سرپرستى حضرت امیر‏ (علیه السلام) قبول كرده‏اند، اینك به اسامى برخى از آن‏ها اشاره مى‏كنیم:
1 - محمد بن محمد غزّالى‏
 او بعد از نقل حدیث غدیر مى‏گوید: «این، تسلیم و رضایت و تحكیم است. ولى بعد از این واقعه هوا و هوس به جهت حبّ ریاست و به دست گرفتن عمود خلافت و ...، بر آنان غلبه كرد... و لذا به اختلافات دامن زده دستورات اسلام را به پشت سر خود انداختند و با پول اندكى آن را معامله كردند، پس چه بد معامله‏اى انجام دادند».(1)
 همین مطلب را سبط بن جوزى از غزّالى نقل كرده است.(2)
 2 - محمد بن طلحه شافعى‏
 او مى‏گوید: «... باید دانسته شود كه این حدیث - حدیث غدیر - از اسرار قول خداوند متعال در آیه مباهله است؛ ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ). و مراد نفس، مولا على‏‏ (علیه السلام) است آن گونه كه گذشت؛ زیرا خداوند جلّ و علا نفس رسول خدا ونفس حضرت على‏‏ (علیه السلام) را كنار هم قرارداده  و آن دو را با هم یكى دانسته، بنابراین آنچه براى پیامبر نسبت به مؤمنین ثابت است براى حضرت على‏‏ (علیه السلام) نیز ثابت كرده است. پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) سزاوارتر به مؤمنین و ناصر و آقاى مؤمنین است. هر معنایى كه براى رسول خدا اثباتش ممكن است و لفظ «مولى» بر آن دلالت دارد، همان معنا براى حضرت على‏‏ (علیه السلام) ثابت است. و این مرتبه‏اى است عالى و درجه‏اى است بس بزرگ كه پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) تنها به حضرت على‏‏ (علیه السلام) اختصاص داده است. و به همین جهت است كه روز غدیر خم، عید و موسم سرور اولیاى خداست.»(3)
 

ادامه مطلب



طبقه بندی: امام شناسی، امام علی (علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ شنبه 1391/08/13 ] [ 10:28 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


برای دوستان و دشمنان امیرالمومنین(علیه السلام) خصوصیات زیادی در روایات ذکر شده است .اما دشمنان اهل بیت (علیهم السلام)  سه خصوصیت و ویژگی اصلی و عمده دارند ، که با دشمنی با اهل بیت علیهم السلام آشکار می شود . برای روشن شدن ویژگی های دشمنان امیرمومنان علی (علیه السلام) ،  روایات را دسته بندی می کنیم و نتیجه گیری و مفهوم گیری را به مخاطب می سپاریم.

1- دشمن امیرمومنان علی علیه السلام منافق است
اولین خصوصیت و نشان بارز دشمنی با امیرمومنان نفاق است که در منکر مولا علی (علیه السلام) بروز می کند. یعنی اگر کسی با امیرمومنان مشکل داشت ،باید بدانیم که انسان منافقی است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و اله): 
ان حب علی قذف فی قلوب المومنین. فلا یحبه الا مومن و لا یبغضه الا منافق. 
پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) فرمودند: 
کسی حضرت علی (علیه السلام) را دوست ندارد مگر مومن و کسی بغض او را به دل ندارد مگر منافق.) المستدرک حاکم ۳/۱۲۷ -- صحیح النسائی ۲/۲۷۱ -- صحیح مسلم ۲/۲۷۱ -- صحیح الترمذی ۲/۳۰۱ -- صحیح ابن ماجه ۱۲ -- مسند احمد ۱/۸۴ -- الدر المنثور ۷/۵۰۴ -- تفسیر الطبری ۱۳/۷۲
قال جابر بن عبدالله الانصاری و ابوسعید الخدری: کنا نعرف المنافقین علی عهد رسول الله ببغضهم علیا (علیه السلام). 


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام شناسی، امام علی (علیه السلام)، براهین شیعه، قرآن و احادیث،

[ پنجشنبه 1391/08/11 ] [ 23:23 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


قرآن کریم در اندیشه، گفتار و کردار پیامبر اعظم و اهل بیت او، تجسم و عینیت تمام یافته و سیره کریمانه و سخنان حکیمانه آنان، مستقیم یا غیر مستقیم، روشنگر کتاب الهی در ابعاد گوناگون آن است. یکی از رسالت‌های مهم امامان معصوم، تبیین احکام و تفسیر قرآن بود. میراث قرآنی ارزشمندی که از حضرت امام هادی(علیه السلام) باقی مانده است، از ذخایر عظیم تفسیری معصومان(علیهم السلام) است.
بحث در باب مخلوق بودن قرآن، از اواخر حکومت بنی‌امیه آغاز شد و نخستین بار، جعد بن درهم، معلم مروان بن محمد آخرین خلیفه اموی، این بحث را مطرح کرد. او این فکر را از ابان بن سمعان و ابان نیز از طالوت بن اعصم یهودی فرا گرفته بود.[1]. گروه معتزله نیز که در مسائل عقیدتی کند‌وکاو عقلی بیش از حدی می‌کردند و این بحث ر در صفات خدا مطرح ساخته بودند، با قدیم بودن قرآن که اشاعره و اهل حدیث از آن جانبداری می‌کردند، به مخالفت برخاستند. 
در زمان امام هادی(علیه السلام) سخت‌گیری‌ها و اصرار معتزله بر روی مخلوق بودن قرآن، سبب نفرت مردم از آنان شد و متوکل عباسی خود جانب اهل حدیث (اشاعره) را گرفت و مسئله معروف به «محنة القرآن» را خاتمه داد، ولی بحث همچنان رونق داشت و تا مدت‌ها در جامعه اسلامی مطرح بود.[2] امام هادی(علیه السلام) مصلحت را سکوت در برابر این بحث و جدال فکری دید و مسلمانان را از چنین مباحث بیهوده‌ای برحذر داشت. ایشان در پاسخ یکی از شیعیان بغداد نوشت: 


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام شناسی، امام هادی(علیه السلام)، قرآن و احادیث، براهین شیعه،

[ سه شنبه 1391/08/9 ] [ 19:44 ] [ سعید عسگری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه